تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
بيان كه ميگوئيم : هنگامى كه شما قادر نباشيد ، علت و حكمت غيبت او را شرح دهيد خود دليل است كه اعتقاد بامامت او باطل است . زيرا اگر امامت وى صحيح بود ، شما قادر بوديد كه حكمت و علت خوبى آن را بيان كنيد . پاسخ آن ميگوئيم : لازمهء اشكال شما اينست كه اشكال ملحدين نيز بر اهل عدل ( خدا - پرستان ) وارد باشد . زيرا آنها هم ميگويند ما از راه مشاهدهء كارهائى كه ظاهرا بر اساس حكمت نيست ، پى ميبريم كه آن كارها كار حكيم نيست . چه اگر فاعل اين كارها ( خدا ) حكيم بود شما خدا پرستان ميتوانستيد حكمت آن را بيان نمائيد . پس اگر ( شما كه در خصوص غيبت امام زمان بما اعتراض ميكنيد ) در اين مورد بگوئيد : ما نخست در بارهء حكيم بودن خدا سخن ميگوئيم ، و بعد از آنكه از راه دليل‌هاى ديگر ( غير از كارها و آثار صنع الهى ) ثابت شد كه خداوند عالم حكيم است و با اين وصف كارهائى در دنيا ديديم كه ظاهر آن بر وفق حكمت نيست ، ميگوئيم واقعا داراى حكمت است هر چند ما ندانيم ، و اين مناقض عقيده ما كه خدا را حكيم ميدانيم نيست . هر گاه حكيم بودن خداوند را نپذيرند ، باز بايد اول اين مطلب را اثبات و سپس كارهاى الهى را مطابق حكمت بدانيم . ميگوئيم : ما شيعيان نيز پاسخ اشكال شما را در بارهء غيبت امام زمان عليه السّلام با همين منطق ميدهيم ، و ميگوئيم : گفتگو در پيرامون غيبت امام زمان عليه السّلام فرع امام بودن حضرت است ، اگر از روى دليل يقين بامامت آن بزرگوار كرديم و با دليل ديگرى دانستيم كه او معصوم است و دانستيم كه از نظرها غائب شده است ، آنگاه غيبت آن حضرت را بر وجهى حمل ميكنيم كه مطابق عصمت وى باشد چنان كه معترض خود در جواب ملحدين گفت . از اين گذشته اصولا از مخالف عقيدهء خود ميپرسيم : آيا جايز است در غيبت علتى صحيح و حكمتى باشد كه مقتضى غيبت و موجب آن باشد يا نه ؟ اگر بگويد جايز