نيست ، اينست كه بعد از امام حسن و امام حسين عليهما السّلام منصب امامت در دو برادر قرار نميگيرد . بنا بر اين اعتقاد بامامت جعفر كذاب بعد از برادرش امام حسن عسكرى عليه السّلام باطل است .
چون بطلان اين عقايد به كلى ثابت گرديد ، فقط عقيده شيعهء اماميه باقى ميماند كه معتقد بامامت امام زمان فرزند امام حسن عسكرى عليه السّلام هستند . چه اگر اين عقيده هم باطل باشد لازم مىآيد كه حق از ميان امت اسلام بيرون رود و البته اين باطل است .
نتيجهء بحث و چون با اين بيان امامت امام زمان عليه السّلام ثابت گرديد و دانستيم كه حضرتش از نظرها غائب است ، خواهيم دانست كه آن حضرت با مقام عصمت و فرض امامت غيبت نموده زيرا اگر جز اين باشد ، بايد معتقد شويم كه حق در امت اسلام نيست . پس از همين جا ناچار از آنيم كه امام غائب را معصوم بدانيم هر چند تفصيل آن معلوم نباشد . مانند بيمارى اطفال و حيوانات ( كه درست نميدانيم آنها كه گناه كار نيستند چرا بايد در آتش بيمارى و ناراحتى بسوزند ) و مانند آفرينش جانوران موذى و صورتهاى زشت و آيات متشابه قرآن مجيد ، كه اگر علت آن از ما سؤال شود ، بتفصيل نميتوانيم جواب دهيم ( چون درك حقيقت و علت آن براى ما مشكل است ) ناچار اجمالا جواب ميدهيم كه چون ميدانيم خداوند متعال حكيم است و بر حكيم جايز نيست كارى بر خلاف حكمت و صواب كند ، از اينجا خواهيم دانست آنها ( كه به نظر ما درست مىآيد ) داراى جهت حكمتى هستند ، اگر چه حكمت آن براى ما روشن و معين نيست .
همچنين در بارهء وجود اقدس امام زمان نيز معتقديم كه غيبت آن حضرت داراى حكمتى است هر چند تفصيل آن را ندانيم .
اشكال ديگر اگر گفته شود : ما در باب غيبت امام زمان عقيدهء شما را تخطئه ميكنيم . به اين
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 433
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣٣