و اينكه گفته : خداوند بجاى حركت نبض و تنفس هواى داخل قلب را مانند هواى صاف و خنك اطراف قلب مىكند ، نيز ناشى از هوس وى بدست اندازى در علم طب مىباشد از اين گذشته چنان كه گفتيم لازمهء آن اينست كه ما در مرگ همه بزرگان شك كنيم . علاوه بر اين مطابق قانون علم طب ، حركات نبض و شريانات از قلب است و بيرون رفتن حرارت غريزى از بدن موجب از كار افتادن آن مىباشد .
پس وقتى كه نبض از كار افتاد ، معلوم مىشود كه حرارت مزبور از بدن خارج شده ، و در اين وقت است كه انسان ميميرد و اين ديگر متوقف به تنفس نيست به همين جهت است كه هر گاه نفس قطع ، يا تنفس ضعيف گردد نبض را بدست ميگيرند .
بنا بر اين آنچه وى گفته و ولادت طفل را قياس به آن نموده ، با اين بيان ارزش خود را از دست ميدهد .
و آنچه معترض راجع بميلاد طفل گفته است كه چون مسرت اهل خانه مشهود شود ، معلوم ميگردد كه در آن خانه طفلى متولد شده ، همانطور كه خود وى گفته اين در وقتى است كه بچه از مردى بزرگ و سرشناس باشد و مطلب معلوم شود و مانعى از پنهان داشتن آن نباشد . ولى وقتى بعللى كه گفتيم فرضا ولادت او را پنهان نمائيم ديگر لازم نيست يقين بميلاد و بودن او و اشتهار موضوع پيدا كنيم .
از اين گذشته هنگامى كه ولادت و فوت طفلى با اظهار قابله ثابت و پذيرفته مىشود ، چگونه اقوال و اظهارات جماعتى كه از ولادت حضرت صاحب الامر عليه السّلام خبر دادهاند ، پذيرفته نگردد ! بخصوص كه بسيارى از موثقين خود حضرت را ديدهاند و ما اخبار آن را از كسانى كه حضرت را ديده و ماجراى ولادت آن روز را براى آنها نقل كردهاند ، در جاى خود ذكر ميكنيم .
معترض مزبور خود جايز دانسته كه اگر مصلحت ايجاب كند ، پروردگار عالم طفلى را كه تازه متولد گرديده بفراز كوهى نقل مكان دهد يا در محلى حفظ كند تا از نظرها پنهان گردد و كسى بر آن اطلاع نيابد ، اين گفتهء او صحيح است ولى معترض همين فرض را در بارهء مرگ هم بيان داشته كه ما گفتيم ميان موضوع ولادت
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 430
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣٠