تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
چه ممكن است گاهى خداوند بجهاتى نگذارد كسى زن آبستن را هنگام وضع حمل ببيند ، و در موقع ولادت طفل جز كسانى كه موضوع را پنهان ميدارند حضور نيابند . بعدا خداوند بچه را از محل ولادتش بفراز كوه يا بيابانى نقل مكان دهد كه كسى در آن بيابان نباشد و جز افراد مورد اطمينان هيچ كس از محل او اطلاع پيدا نكند . وقتى كه اين معنى امكان داشت ، ممكن است كه شخص مريض شود و مردم بعيادتش بيايند سپس مرضش شدت كند و از زندگيش مأيوس شوند . آنگاه خداوند او را بفراز كوهى برده ، مرده‌اى كه از هر جهت شبيه به اوست بجاى او بگذارد و بعد بجهاتى نگذارد كسى از زنده بودن آن مرد و محل او اطلاع پيدا كند مگر افرادى كه مورد وثوق باشند بعد مردم آن مرده را به گمان اينكه همان مريض است تشييع كرده دفن نمايند ! و نيز ممكن است گاهى نبض دست و تنفس انسان از حركت بايستد ، و خداوند حركت آن را بر خلاف عادت از محل خود بيرون ببرد و در عين حال او زنده باشد . زيرا حيات نيازمند به اين دو : يعنى حركت نبض و تنفس است تا بخارهاى محترقه را از اطراف قلب خارج سازد و بجاى آن هواى صاف و خنك داخل كند ، خداوند هم هواى اطراف قلب را خنك و صاف گرداند و با تنفس داخل قلب كند و بدين گونه هميشه اطراف قلب سرد باشد و محترق نشود . زيرا حرارتى كه در قلب پديد مىآيد با خنكى هواى قلب از ميان ميرود . پاسخ آن در پاسخ اشكال مزبور ميگوئيم اولا : كسى كه در پيرامون غيبت امام زمان مناظره مىكند اگر از دليل و منطق و اشكال محكم عاجز نباشد ، هيچ گاه زبان بامثال اين گونه خرافات نميگشايد ، ناچار ما هم به طرز اشكال مزبور بپاسخ آن پرداخته و ميگوئيم :