اصلا انتصاب امام براى مصالح دنيوى مردم شرعا واجب است بدون اين كه لطف واجب باشد .
مىگوئيم : كسى كه انتصاب امام را فقط براى مصالح دنيوى ميداند . عقيدهاش فاسد است . زيرا در اين صورت امامت امام واجب نميباشد . در صورتى كه امت اسلام اختلافى در اين ندارند كه : واجب است امامى در ميان مردم وجود داشته باشد .
بعلاوه آنچه امام بخاطر آن برگزيده مىشود مانند جهاد و توليت در كار امراء و قضات و تقسيم اموال و غنائم و اجراء حدود و قصاص ، همه از امور دينى است كه ترك آنها جايز نيست . بنا بر اين اگر انتخاب امام فقط براى مصالح دنيوى بود واجب نميگشت . پس به همين دليل گفتهء معترض از درجهء اعتبار ساقط است .
و نيز كسى كه گفته است خداوند بجاى امام لطف ديگرى بمردم ارزانى ميدارد نيز باطل است . زيرا اگر چنين ميبود ، انتصاب امام مطلقا و در همه حال بر خدا واجب نبود . بلكه در آن صورت از باب تخيير بود ( كه خداوند بين انتصاب امام و يا لطف ديگرى بجاى او مخير بود ، در صورتى كه چنين نيست ) مانند واجبات كفائى ( كه اگر يك نفر مكلف آن را انجام داد از ديگرى ساقط مىشود ) و اينكه ما عقيده داريم انتصاب امام در هر زمان واجب است ، خود دليل بر رد گفتهء مخالفين است . بعلاوه لازمهء گفتهء آنها اينست كه بگويند : اگر شخص كافر معرفة اللَّه برايش حاصل نشد ، خداوند چيزى را بجاى معرفت خود به او خواهد داد و بنا بر اين تحصيل معرفة اللَّه هيچ وقت بر او واجب نيست ! ! يا اين كه بگويند : در مقام حصول معرفة اللَّه انزجار از ظلم فقط در امر دنيوى است كه آن هم تحصيلش واجب نيست و بدين گونه وجوب معرفة اللَّه از كافر ساقط ميگردد .
پس اگر گفتند : كافر ناچار از تحصيل معرفة اللَّه است ، و چيزى جاى آن را نميگيرد . ميگوئيم : انتصاب امام هم واجب است و چيزى جاى آن را نخواهد گرفت ! ، چنان كه در كتاب « تلخيص الشافى » بيان كردهايم .
همچنين اگر گفتند نفرت از كار بد در مقام حصول معرفت ، يك امر دينى است
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 410
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤١٠