تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
آنچه ما مكرر گفته‌ايم اينست كه : امام چه در زمان حضور و چه در حال غيبت واجب است متصرف در امور و داراى بسط يد باشد ، با اين فرق كه در زمان حضور چون مردم از وى تمكين نمودند دستش باز بود ولى در حال غيبت كه تمكين نيست دست او نيز بسته است و گفتيم كه اين تقصير مكلفين است كه او را از رسيدگى بامور و باز شدن دستش در كارها مانع شدند و از وى تمكين نكردند . پس اين ضررى است كه مردم به خود زده‌اند . چنان كه مكرر آن را بمعرفة اللَّه كه كافر از دست داده است ، تشبيه نموديم . توضيحات بيشترى از شيخ الطائفه براى توضيح بيشتر ميگوئيم : ما ميدانيم كه انتصاب رئيس دينى بعد از پيدايش دين واجب است . زيرا انتصاب وى لطف است چون او اقدام بامورى مىكند كه از ديگران ساخته نيست ، مع هذا بنا بر مذهب عدليه « 1 » كه روى سخن با آنهاست ، اهل حل و عقد از كسى كه صلاحيت اين منصب را داشت تمكين نكردند ، و با اين وصف كسى نميگويد : انتصاب رئيس دينى كه از وى تمكين نكرده‌اند واجب نيست جواب ما در بارهء غيبت امام همان جوابى است كه از تمكين نكردن اهل حل و عقد در انتخاب رئيس شايسته‌اى براى امت ، داده‌اند ، و ميان اين دو فرق نيست . اختلافى كه هست اينست كه ما ميگوئيم وجوب نصب امام را از راه عقل دانسته‌ايم ولى آنها ميگويند : از طريق شرع استفاده شده ، و اين فرقى نيست كه نتوان آنها را با هم جمع كرد . اگر گفته شود : هر چند اهل حل و عقد براى انتخاب كسى كه صلاحيت زمامدارى امت را داشت تمكين نكردند ، ولى خداوند بجاى آن ، لطف خودش را شامل حال مردم مىكند و بدين گونه تكليف هم ساقط نميشود . بعضى از بزرگان گفته‌اند
هامش
( 1 ) عدليه در اصطلاح علم كلام شيعهء اماميه و طائفهء معتزلهء اهل سنت است ، كه به عكس فرقهء « اشاعره » يعنى جبريان اهل تسنن ، عقيده دارند خداوند عادل است ، و بندگان در اعمال و رفتار خود فاعل مختارند . و بهشتى و جهنمى بودن افراد ، پاداش و كيفر اعمال خود آنهاست .