تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
امام ظهور كند و مردم يا برخى بدانند او كجاست . و اگر مقصود اطاعت وى و آمادگى براى يارى اوست كه هر وقت ظهور كند و با دلائل امامت و معجزات ، ما را دعوت نمايد مهيا باشيم ، ممكن است ما اهل سنت همچنين تمكينى را نسبت به امام داشته باشيم ، هر چند امامى وجود نداشته باشد ، پس بچه دليل ميگوئيد تكليف ما بدون وجود امام كامل نيست ؟ . ميگوئيم : آنچه ميبايد در اين باب بگوئيم سيّد مرتضى ( ره ) در كتاب « ذخيره » بيان فرموده و من نيز در كتاب « تلخيص الشافى » ذكر كرده‌ام و آن اينست كه : لطف خدا در باره ما كه عبارت است از تصرف امام و بسط يد وى . كامل نميشود مگر با سه چيز : يكى از آن سه چيز متعلق بخداست كه ايجاد امام باشد : دوم متعلق به خود امام است كه بايد منصب امامت را اشغال كند و اقدام بامر آن نمايد : سوم تعلق بما دارد كه بايد او را يارى و پشتيبانى كنيم و تسليم فرمان او باشيم . پس اقدام امام بامر امامت فرع وجود اوست . زيرا تكليف بر امر معدوم عقلا قبيح است . پس ايجاد امام باراده حق اصل ، و وجوب قيام وى بامر امامت فرع آن و وجوب يارى كردن ما از او فرع اين هر دو است . زيرا هنگامى پيروى امام بر ما واجب است كه وجود داشته باشد و بامر امامت رسيدگى كند . پس با اين تحقيق چگونه از ما انتظار دارند كه ملتزم بعدم وجود امام شويم ؟ . اگر گفته شود : چه فرق است بين اينكه امام غائب باشد يا اصلا وجود نداشته باشد ، و هر گاه خداوند بداند ما از وى تمكين خواهيم كرد ، او را بوجود آورد ؟ ميگوئيم : از ساحت الهى دور است كه تمكين كسى كه وجود ندارد ، بر ما واجب كند ، چه اين تكليف ما لا يطاق و از عهده ما بيرون است كه عقلا قبيح و محال مىباشد . پس ناچار بايد او وجود داشته باشد تا از وى تمكين كنيم . اگر گفته شود : هر گاه خداوند بداند ما در فلان موقع از وى تمكين ميكنيم او را بوجود خواهد آورد ، چنان كه در مثل چنين موردى هم ظهور مىكند .