تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
لطف است ما انجام دهيم » صحيح نيست زيرا ما ميگوئيم : كسى كه يارى امام و تقويت سلطنت او بر وى واجب مىشود ، در اين كار براى او مصلحتى است كه مختص با او است هر چند براى ديگرى هم نفعى داشته باشد . چنان كه اگر مردم گوش بفرمان پيغمبران دادند هم خودشان از اين اطاعت و پيروى سود مىبرند و هم ديگران از آن منتفع ميگردند بعلاوه ما به اين شخص مخالف ، در بارهء اهل حل و عقد جواب نقضى داده و مى گوئيم : چگونه ( آنها ) خود واجب دانستند امامى انتخاب كنند كه مصلحت وجود او عايد همهء امت مىشود ؟ آيا اين چيزى جز وجوب كارى بر آنها ، بخاطر مصلحتى كه به ديگران ميرسد ، هست ؟ هر جوابى كه در اين مقام ميدهند ، همان جواب را ما در خصوص اطاعت و تقويت امام بر حق ميدهيم . اعتراضات ديگر و پاسخ آنها اگر گفته شود : شما كه عقيده داريد امام در زمان غيبت واجب است موجود باشد چرا عدم او را جايز نميدانيد ؟ . ميگوئيم : از اين جهت وجود او را در زمان غيبت واجب ميدانيم كه تصرف وى در امور براى ما لطف است و اين هم منوط بوجود و ايجاد اوست كه البته در حدود توانائى ما نيست . پس بر خداوند واجب است كه او را موجود گرداند ، و چنانچه او را ايجاد نكند ، موانع تكليف را از ما بر طرف نكرده است . ولى اگر خداوند او را موجود گرداند و ما او را يارى و تمكين نكنيم و بسط يد ندهيم ، باعث عدم لطف ما هستيم و تكليف ما هم از جانب خداوند بجاست و در صورت نخست اگر خداوند او را ايجاد نكند خود باعث عدم لطف شده و تكليف مورد ندارد . اگر گفته شود : مقصود شما از تمكين امام چيست ؟ اگر مقصود اينست كه نزد وى برويم و او را از نزديك به بينيم و خدمت كنيم ، بديهى است كه اين متوقف بر ظهور اوست و ممكن است بشما ايراد كنند كه بنا بر اين لازم است صبر كنيد