چنان كه خواهيم گفت به چند دليل اعتقاد همه آنها باطل است .
پس دو طريقى را كه در اثبات غيبت امام زمان عجّل اللَّه فرجه برگزيديم مبتنى بر اينست كه اعتقاد اين فرقهها را رد كنيم ، و هم محتاج به سه اصلى است كه بيان داشتيم .
يعنى : لزوم وجود رئيس و يقين داشتن به عصمت امام ، و اينكه حق از ميان امت اسلام بيرون نيست .
اكنون بطور اختصار سه اصل و قاعدهء مزبور را مورد بحث و استدلال قرار مى - دهيم : ما بحث مفصل آن را در كتابهائى كه در بارهء اثبات امامت نوشتهايم نمودهايم . در اين كتاب فقط بمطالبى ميپردازيم كه اختصاص به غيبت حضرت ولى عصر ( ع ) داشته باشد خداوند منان ما را در نيل به اين مقصود موفق بدارد . پس ميگوئيم :
دليل بر اثبات وجوب رياست عالى دينى
اصل اول - يكى از واجبات عقلى اينست كه رياست - دينى از جانب خداوند بر بندگان - لطفى است الهى « 1 » همانطور كه معرفت بر هر مكلفى واجب است ، رياست دينى نيز واجب مىباشد .
زيرا ما بالعيان مىبينيم كه هر گاه مردم از وجود رئيس با مهابتى كه دشمنان را عقب زند و جنايتكاران را ادب كند و دست افراد متقلب را كوتاه گرداند و شرّ اقويا را از سر ضعفا بر طرف نمايد ، بىنصيب بمانند در اجتماع فساد پديد مىآيد و نيرنگها شايع مىشود ، و فساد اخلاق افزون ميگردد ، و اصلاحات تقليل مييابد . ولى اگر رئيس متصف باوصاف مذكوره در ميان مردم باشد درست كار به عكس خواهد بود ، يعنى احتياجات آنها بصلاح ميانجامد و در زندگى آنان گشايش روى ميدهد و فساد و تباهى تقليل مييابد چنان كه بر خردمندان پوشيده نيست . اين از بديهيات است و كسى كه آن را انكار نمايد شايستهء گفتگو نيست .
هامش
( 1 ) لطف يعنى كسى يا چيزى كه بندگان را از معصيت دور و باطاعت خدا نزديك گرداند ، كه از نظر عقل ، انتصاب چنين كسى بمقام رياست دينى و رهبرى خلق بر خدا واجب است .