تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
زهرى گفت : چنان ميبينم و چنين پندارم كه جماعتى از جن نگهبان شهر مزبور بوده و نميگذاشتند كسى به آنجا دست يابد ! عبد الملك پرسيد راجع به كسى كه او را از آسمان بنام صدا كنند ، اطلاعى دارى ؟ گفت : يا امير المؤمنين ! اين موضوع را نشنيده بيانگار ! عبد الملك گفت : چگونه ميتوانم چيزى كه بزرگترين مطلب مورد احتياج من است نشنيده انگارم ؟ آنچه در اين باره ميدانى با صراحت هر چه تمامتر بگو ! زهرى گفت : على بن الحسين ( عليهما السّلام ) به من خبر داده كه : اين شخص مهدى از فرزندان فاطمه دختر پيغمبر است . عبد الملك گفت : شما هر دو دروغ ميگوئيد اين مردى از ماست ! ! زهرى گفت : من آن را از على بن الحسين نقل كردم . اگر ميخواهى از وى جويا شو . مرا نبايد نكوهش كرد . اگر دروغ است ، او دروغ گفته و اگر آنچه شما ميگوئيد ، درست باشد ، دشمن نظر شما را تأييد كرده است . عبد الملك گفت : من احتياج به پرسش از اولاد ابو تراب ندارم . اى زهرى ! آنچه را گفتى مخفى بدار مبادا كسى آن را از تو بشنود . زهرى گفت : مطمئن باش به كسى نخواهم گفت ! « 1 » .
هامش
( 1 ) اين روايت از كتاب « مقتضب الاثر » تأليف احمد بن محمد بن عبد اللَّه بن حسن بن عياش جوهرى معروف به « ابن عياش » از علما و ادبا و خشنويسان شيعه و همعصر شيخ صدوق است . كتاب « مقتضب الاثر » و كتاب « اخبار ابو هاشم جعفرى » و « كتاب الاغسال » از جمله تأليفات اوست . بگفتهء محدث نورى « مقتضب الاثر » او از كتب معتبر و نفيس است . شيخ طوسى ( ره ) در فهرست ميگويد : وى حديث بسيارى استماع نمود ولى در آخر عمر اختلال حواس پيدا كرد . نجاشى ميگويد : اين شيخ را ديدم . او دوست من و پدرم بود و روايات بسيارى از وى استماع نمودم علماى ما او را در نقل روايات ضعيف مىشمردند و لذا من هم از او روايت نميكنم و از وى اجتناب نمودم . بسال 401 درگذشت » . كتاب « مقتضب الاثر » اخيرا بقطع خشتى در قم چاپ و منتشر شده است .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 401 | العلامة المجلسي / على دوانى