حضرت امير المؤمنين و زين العابدين عليهما السلام ، بحث و انتقاد نموده است .
كسانى كه سعى دارند ، مجلسى را از دشمنى با صوفيه ، تبرئه كنند ، نميخواهند از وى دفاع نمايند اينان چون علّامهء مجلسى و مقدّس اردبيلى و امثالهم را در مقامى مىبينند كه جرات اسائه ادب و جسارت نسبت به آنان ندارند ، و ميدانند كه مخالفت آنان با صوفيه چه زيانى براى اهل تصوف خواهد داشت ، لذا در يك جا نامه ساختگى بنام مجلسى اول و دوم ميسازند كه آنها نسبت بصوفيه و يا لا اقل صوفيه شيعه ذى علاقه بلكه خود صوفى بودهاند ! و در جاى ديگر « حديقة الشيعه » را تأليف مقدّس اردبيلى نميدانند ! اگر شخص با انصاف و با ارادهاى كتاب « تذكرة الاولياء » عطار نيشابورى يا « نفحات الانس » جامى ، يا « شرح گلشن راز » عبد الرّزاق كاشى ، و يا « اسرار - التوحيد » ابو سعيد ابو الخير را كه جزو اسناد و منابع قديمى و پر ارزش تمام فرقههاى صوفيه است مطالعه كند ، خواهد دانست كه صوفيه فرسنگها با اسلام و مسلمانى فاصله دارند ، و دنيائى غير از دنياى اسلام دارند . دروغهاى شاخدار ، جعليات ، كفريات ، معجزات و كرامات ساختگى كه براى مشايخ صوفيه امثال ، با يزيد بسطامى ، جنيد بغدادى ، منصور حلاج ، حسن بصرى ، سرى سقطى ، معروف كرخى ، سفيان ثورى شقيق بلخى ، ابراهيم ادهم ، داود طائى و رابعه عدويه و ديگران نقل كردهاند ، براى هيچ پيغمبر اولو العزم و امام معصومى در تمام كتب سنى و شيعه نيامده است ! ! با اين وصف خود را مسلمان و شيعه مذهب و پيرو اهل بيت پيغمبر ميدانند ، ديگر نميدانند مادام كه اين عقائد و اعمال و گفتار را داشته باشند ، و پيروان مشايخ و پيران گمراه و بدعتگذاران سودجو و حيلهگر باشند فرسنگها با ائمه طاهرين و آئين تشيّع فاصله دارند ! آنچه آنها در كتابهاى خود براى توفيق طريقت با شريعت و ارتباط مشايخ خود با اصحاب ائمه يا علماى مذهب شيعه ، نوشتهاند فاقد ارزش است ، و بكلّى از درجهء اعتبار ساقط مىباشد .
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 137
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣٧