تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
شده است ؟ يا متابعت سفيان ثورى كردم كه با امام جعفر صادق عليه السّلام دشمنى ميكرده و پيوسته معارض آن حضرت ميشده است ، و بعضى احوال او را در اول كتاب بيان كرديم يا متابعت غزالى را عذر خودخواهى گفت كه بيقين ناصبى بوده ! و ميگويد در كتابهاى خود ، به همان معنى كه مرتضى على امام است ، من هم امام ، و ميگويد : هر كس يزيد را لعنت مىكند گناهكار است ، و كتابها در لعن و ردّ شيعه نوشته ، مانند كتاب « المنقذ من الضلال » و غير آن يا متابعت برادر ملعونش احمد غزالى را حجت خواهى كرد ؟ كه ميگويد : شيطان از اكابر اولياء اللَّه است ؟ ! يا ملاى رومى را شفيع خواهى كرد كه ميگويد : ابن ملجم را حضرت امير المؤمنين عليه السّلام شفاعت مىكند ، و ببهشت خواهد رفت ، و حضرت امير به او گفت كه : تو گناهى ندارى چنين مقدر شده بود و تو در آن عمل مجبور بودى ! و ميگويد :
چون كه بيرنگى اسير رنگ شد * موسئى با موسئى در جنگ شد
و در هيچ صفحه از صفحه‌هاى مثنوى نيست كه اشعار بجبر يا وحدت وجود يا سقوط عبادات يا غير آنها از اعتقادات فاسد نكرده باشد . و چنانچه مشهور است و پيروانش قبول دارند ساز و دف و نى شنيدن را عبادات ميدانسته است يا پناه به محيى الدين خواهى برد كه هرزه‌هايش را در اول و آخر اين كتاب شنيدى ، و ميگويد جمعى از اولياء اللَّه هستند كه رافضيان ( شيعيان ) را به صورت خوك مىبينند ، و ميگويد بمعراج كه رفتم مرتبه على را از مرتبه ابو بكر و عمر و عثمان پست‌تر ديدم ! و ابو بكر را در عرش ديدم ! چون برگشتم بعلى گفتم چون بود كه در دنيا دعوى ميكردى كه من از آنها بهترم الحال ديدم مرتبهء ترا كه از همه پست‌ترى ! ! و او و غير او از اين تزريقات بسيار دارند كه متوجه آنها شدن موجب طول سخن مىشود . و اگر از دعواهاى بلند ايشان فريب ميخورى آخر فكر نميكنى بلكه براى حب دنيا اينها را بر خود بندند ، اگر خواهى او ( مرشد ) را امتحان كنى كه ميگويد من جميع اسرار غيبى را ميدانم و همه چيز بر من منكشف مىشود ، و شبى ده بار بعرش ميروم