عمر خود را در آنها ضايع و مردم را گمراه ميكنند اول - ذكر جلى و آن مشتمل است بر چند چيز :
اول آنكه اين نحو عبادت از شارع نرسيده و در تعريف بدعت دانستى كه اين قسم امور كه از شارع وارد نشده است ، خوب دانستن و بعنوان عبادت كردن بدعت است .
دوم - آنكه غنا ميكنند ، و ذكر را به تصنيفها برميگردانند ! و در ميان آن اشعار عاشقانه و ملحدانه بنغمه و ترانه ميخوانند ، و اين به اجتماع علماى ما ( شيعه ) حرام است . چنانچه دانستى در باب غنا ، قطع نظر از اعمال شنيعهاى كه در ضمن آن ميكنند از دست بر دست زدن به نغمه كه خدا در قرآن مذمّت فرموده است ، و رقص كردن « 1 » شرعا مذموم است و عقل همه كس حكم به قباحت آن مىكند .
سوم - آنكه اين اعمال را در مساجد ميكنند . . . « 2 » و چون بايشان ميگوئى اين اعمال بدعت و تشريع است ، جواب ميگويند : ما را از اين ، قرب ديگر حاصل مىشود ! و فريادها ميكنند و مانند حيوانات كف ميكنند و اين را در نظر عوام كالانعام از كمالات خود مينمايانند . . .
اى عزيز ! شاهدى براى بدعت بودن اين اطوار ، از اين بهتر نيست كه يك كس از شيعه و سنى و صوفى و غير صوفى نقل نكرده است كه حضرت رسالت پناه و ائمه معصومين عليهم السلام و اصحاب كرام ايشان و راويان اخبار ايشان و علماى ملت ايشان ، هرگز مطربى داشتهاند و براى ايشان زمزمه ميكرده است ! ! يا حلقه ذكر منعقد ميساختهاند ، يا اصحاب خود را به آن امر ميكردهاند ؟ .
حقتعالى شاهد است
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
كه اين ذرّه حقير را با هيچ يك از سالكان آن طريق عداوت دنيوى نبوده و نيست ، و از راه اعتبارات فانى مشاركتى در ميان ما
هامش
( 1 ) آن هم رقص دراويش با آن سر و وضع خندهآور !
( 2 ) البته فعلا كمتر در مساجد به آنها راه ميدهند ، و بيشتر در خانقاهها و مجالس خصوصى دور از اغيار ! معمول ميدارند تا كسى را با كسى كارى نباشد !