و مرشدانى همچون معصوم على هندى « 1 » كه مردى مرموز و مجهول الهويّه بود و نسب او هنوز هم معلوم نشده ، و مريدان او نور عليشاه ، فيضعلى شاه اصفهانى ، معطر - عليشاه ، مظفر عليشاه ، رونقعلى شاه كرمانى و غيره پيدا شده ، بازار خرافات را رونق بخشيدند . در اين موقع با قيام نابغهء بزرگ آقا محمد على كرمانشاهى فرزند ارشد استاد كل وحيد بهبهانى مؤلف كتاب « مقامع الفضل » كه خود با سه واسطه خواهرزادهء علّامهء مجلسى است ، به كلى تار و مار شدند . بطورى كه قريب پنجاه سال صوفيگرى از اين مرز و بوم ورافتاد . آنگاه در دولت محمد شاه قاجار و صدارت وزير او حاج ميرزا آقاسى كه يك درويش خرافى و مهمل و بىاراده بود از گوشه و كنار مملكت ، سرو كلّهء دراويش با بوق و كشكول پيدا شد ، و كم كم ايران را به صورت جنگل مولا درآورد ! صوفيّه مانند هر فرقه گمراه و اقليت بىثباتى كه طبق معمول هر دانشمند پارساى زاهد و خوشنامى را به خود منتسب ميدانند ، علّامهء مجلسى اول را جزو علماى متمايل به تصوّف دانسته و از يك جمله علّامهء مجلسى دوم در مقدّمهء « زاد المعاد » كه گفته « صوفيان صفوت نشان » و نامهاى كه مؤلف « طرائق » نسبت به او داده و هيچ گونه دليلى بر صحّت آن در دست نيست . چنين وانمود كردهاند كه او نيز بىميل بصوفيه نبوده ، و نتيجه گرفتهاند كه موضوع مخالفت علّامهء مجلسى با صوفيه حقيقت ندارد .
البته اين پندار واهى ، يا صحنه سازى عدهاى از صوفيه است ، و گر نه عدهء ديگر كه نتوانستهاند مخالفت مجلسى را با صوفيه توجيه كنند ، سخت با علّامهء مجلسى مخالف هستند و نسبت به آن مرد بزرگ شيعه عناد ميورزند .
اين صحنهسازيها نميتواند ، مجلسى را با صوفيه سازش دهد . . . !
هامش
( 1 ) براى اطلاع از چگونگى پيدايش اين شخص در ايران و تجديد حيات صوفيه بعد از صفويه و رواج آنها در دورهء قاجاريه ، و ماجراى قتل عام آنها و مكاتباتى كه بين فتحعلى شاه و صدر اعظم و علامه بزرگ آقا محمد على كرمانشاهى در اين بارهء رد و بدل شده است ، رجوع كنيد به كتاب « وحيد بهبهانى » تأليف نويسنده .