تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
يعنى شاه وقت بود . از اينجا پيداست كه تصوف صفويه جنبهء سياسى داشته ، و گر نه « شاه » كجا و مرشد كامل كجا ! ! صفويه از صوفيه همان استفاده را ميكردند كه عثمانيهاى تركيه مينمودند چه دولتهاى عثمانى در اوائل كار از وجود فرقه‌هاى متنفّذ دراويش و مخصوصا سلسله نقشبندى و بكتاش كه هم سرباز بودند و هم درويش ، استفاده ميكردند . چنانچه در ميان عيسويها تا مدتى پس از جنگهاى صليبى همين رسم متداول بود و مردمى نيم نظامى و نيم مذهبى شواليه دوتامپل و شواليه سوسپيتاليه و شواليه توتوتيك وجود داشتند « 1 » غير از اين هيچ گونه اثرى از ذكر و سلسله و طريقت و اجازه و تلقين و اين بازيها كه شالودهء صوفيان سنّى و شيعه است ، در زندگى سلاطين صفويه ديده نميشود .

نفوذ علماى شيعه در دورهء صفويه

به همين جهت مىبينيم وقتى صفويه بر سر كار آمدند ، بجاى اينكه بازار صوفيگرى رونق گيرد ، علما و مجتهدين شيعهء عرب و عجم به اين كشور شيعه شده روى آوردند مانند محقّق اول شيخ على كركى ، شيخ لطف اللَّه ميسى كه مسجد او هنوز در اصفهان معروف است ، شيخ حسين بن عبد الصمد پدر شيخ بهائى ، و خود شيخ بهائى و شيخ على منشار پدر زن او كه همه از علماى عرب جبل عامل بودند ، و مانند مير غياث الدين منصور شيرازى ، ميرداماد ، علامهء مجلسى اول و دوم كه همه در دولت صفويه داراى مناصب مختلف شيخ الاسلامى يا منصب وزارت و مشاورت شاه بودند ، و در تمام دوران صفويه يك صوفى و درويشى را نمىبينيم كه سمتى يافته و كرّ و فرّى داشته است . البته معلوم است كه هر چند تصوّف صفويه جنبهء سياسى داشته ، ولى درويشهاى دوره گرد و عرفان‌بافان بىقيد و بند كه جنگ هفتاد و دو ملت را همه عذر نهاده بودند ، از فرصت استفاده نموده و از اين عنوان و اشتهار اجداد صفويه بتصوّف ( بهر
هامش
( 1 ) تاريخ عمومى قرون وسطى ، عبد الحسين شيبانى جلد 3 ص 28 .