تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
از سير تا پياز ايرانى را به اروپائيان شناسانده است ، اگر اين دانشمند بزرگ ايرانى و خدمات مؤثر او را در برگرداندن احاديث عربى به نثر سليس و ساده فارسى ، هم درست مورد بحث قرار ميداد و يك كتاب آنها را ترجمه و از بودجه اوقاف منتشر ميكرد چه ميشد . بسيار شگفت آور است كه مرحوم قزوينى بر خلاف شواهد زنده ، سوء نظر و دسيسه بازيهاى مستر برون كه از جمله همين مورد گويا و نوشته صريح اوست ، مينويسد : محبت او بعالم اسلام عموما و بايران و ايرانيان خصوصا في الحقيقه حدى نداشت ( ! ) و هيچ غرض مادى عملى از قبيل جاه و يا مال يا سياست يا خدمت به وطن خود ( ! ! ) و امثال ذلك در آن ملحوظ نبود » ! « 1 » ادوارد برون كه آن همه كتاب و مقدمه و مقاله در بارهء بابىها ، ازليها ، و بهائيان ايران نوشته ، ده‌ها رساله و كتاب در بارهء صوفيه و خرقه و خانقاه و عقائد و خرافات آنها تحرير كرده ، و آن همه از روزنامه نويس‌ها و تصنيف‌سازان عهد مشروطه تعريف كرده است . چرا بايد با مجلسى يكى از بزرگترين شخصيت ايرانى ، ميانه‌اى نداشته باشد ؟ پاسخ آن يك جمله است و آن اينكه : تقويت روحانيون بزرگ و رواج دين اسلام به ضرر اروپائيها و دشمنان ايران است ! و آنها نميتوانند نقشه‌هاى خود را در داخله ايران عملى سازند ، و همه چيز ما را به يغما ببرند ، حتى رجال ما را دست بسته در اختيار خود داشته باشند و بنفع مطامع خود برقصانند ! پس بايد اين طبقه را كوبيد تا سر بلند نكنند ، و بالنتجيه راه براى استعمارگران باز شود . چنان كه اين نقشه بعد از ادوارد برون هم عملى شد و نتيجهء مطلوبى هم داد ! بهر حال آنچه ادوارد برون در مواردى از « تاريخ ادبيات ايران » و « طب اسلامى » كه تقدم پزشكان ايرانى را در علم طب بسبك زننده و مسخره‌اى شرح داده است ، و « مقدمهء نقطة الكاف » كه براى تقويت فرقه ازلى و بهائى و حفظ و معرفى آنها بخارجيان و ايجاد اختلاف در داخله
هامش
( 1 ) بيست مقاله قزوينى