تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
شرابخوار ! ! و خواجه‌سرايان » ميگسار و بىحال و عياش از آب درآمد . بعلاوه بطورى كه همه مورّخين نوشته‌اند و از جمله سرجان مالكم نيز در تاريخ خود مفصلا نوشته ابتداى برخورد افغانها با ايران بر سر عزل حكومت قندهار بود كه از طرف شاه سلطان حسين يكنفر ارمنى گرجى را بحكومت آنجا منصوب داشته بودند ، هر چند مردم افغان از ظلم اين حاكم ارمنى نزد پادشاه نالايق مسلمان دست بتظلّم برداشتند سودى نبخشيد . تا اينكه « ميروس » افغانى پدر محمود افغان بقندهار حمله آورد و آن را تصرّف كرد ! اين واقعه يك سال بعد از فوت علامه مجلسى بود آن هم بر سر عزل يك حاكم ارمنى ! ! در واقعه اصفهان نيز چنان كه سرجان مالكم « نوشته وزير جنگ پادشاه متعصّب شيعه « والى عربستان » يك نفر سنّى بوده كه خود را در مركز دولت شيعه جا زده بود ، و او بود كه مقدّمات سقوط اصفهان را فراهم آورده ، نميگذاشت سلاح و نفرات كافى براى مقابله با افغانها ببيرون شهر فرستاده شود ! تا كم كم اختيار از دست شاه بيرون رفت ، و والى سنّى عربستان منظور خود را عملى ساخت و مملكت شيعه را بدست محمود افغان سنّى داد ! از اينجا به خوبى پيداست كه شاه سلطان حسين بعد از فوت علّامهء مجلسى مرجع بزرگ روحانى ايران تغيير رويّه داد ، و افراد فرومايه و مغرض و خائن بر وى مسلط شدند تا جايى كه نه تنها ديگر تدبير و سياست و حوصلهء مملكت دارى نداشت ، بلكه آن جنبهء تدين و اظهار مسلمانى را هم كنار گذاشت ، و در اين پانزده سال بعد از رحلت علّامهء مجلسى شيخ الاسلام مقتدر اصفهان ، ندماى شرابخوار ، وزراى خائن ، و خواجه‌سرايان بقدرى آزادى عمل پيدا كرده و در فساد فرو رفته و شاه را احاطه كرده بودند كه به قيمت سقوط پايتخت و انقراض سلسلهء صفويه تمام شد ! ولى ادوارد برون و سرجان مالكم دو مأمور كهنه كار و ورزيدهء انگليسى ايران - دوست ! گناه شرابخوارى و بىحالى شاه ، و سلطهء حاكم ارمنى بر سر مسلمانان ، و فسق و فجور درباريان و خيانت وزير سنّى را ، به گردن علّامهء مجلسى پيشواى تواناى