تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1270

مساهمون:

ص١٢٧٠
در عشق تو شهرهء آفاقم * ديوانهء حلقهء عشاقم گر جلوه كنى ز رواق دلم * بيزار از حكمت اشراقم از قيد هوى گر باز شوم * شهباز اريكهء اطلاقم جز خال و خط تو نمىبينم * طغراى صحيفهء اوراقم از خلق كريم تو مىطلبم * راهى بمكارم اخلاقم در حسن ترا چون جفتى نيست * البته ز طاقت من طاقم سرگشتهء كوى توام ، چه كنم * با اين هوس دل مشتاقم اى فاقه و فقر تو مايهء فخر * من « مفتقرم » من مشتاقم هر كس كه بعهد وفا نكند * پس دعوى صدق و صفا نكند عشق تو قرين بىرنج است * رنجور تو فكر دوا نكند تلخى ز تو اى شيرين جهان * سهلست ؛ و ليك خدا نكند با اين همه بىسر و سامانى * دل جز كوى تو هوا نكند لعل نمكين ترا حقى است * تا كس نمكيده ادا نكند با غمزهء تو دل غمزده‌ام * يك لحظه اميد بقا نكند اميد كه دست مرا تقدير * از دامن دوست جدا نكند تا « مفتقر » از رعايت ديد * بيمى از فقر و فنا نكند آن دل كه به ياد شما نبود * شايستهء هيچ بها نبود از هاتف غيب شنيدستم * حرفى كه به حال خطا نبود آن دل نه دلست كه آب و گل است * گر طور تجلى ما نبود درد دل عاشق بيدل را * جز جلوهء يار دوا نبود افسوس كه خاطر عاطر شاه * گاهى به خيال گدا نبود