نميشناسيم .
به همين جهت هم اخبار آن را به آنها نسبت نداديم . هر چند بعضى از اخبار رجعت در آن كتابها هست . اگر چنين مطلبى متواتر نباشد ، در چه چيز ميتوان دعوى تواتر كرد ؟ با اينكه تمام طائفه شيعه اين مسأله را در هر عصرى از علما و راويان پيش از خود روايت كردهاند .
من فكر ميكنم كه هر كس در موضوع رجعت ترديد كند ، در منصب امامت ائمه اطهار شك دارد ، ولى چون نمىتواند آن را در بين مؤمنين اظهار كند ، با حيله و نيرنگ به منظور تخريب دين حنيف اسلام شبهاتى در بارهء رجعت كه ناشى از ملحدان بىدين است القا نموده ، و افكار مردم ضعيف الايمان را از اعتقاد به آن منحرف ميسازد
يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 1 »
نظريهء شيخ صدوق
شيخ صدوق در كتاب « اعتقادات » مينويسد : اعتقاد ما در بارهء رجعت صحيح است . بدليل اين آيه شريفه قال اللَّه تعالى :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ
« 2 » و داستان عزيز پيغمبر كه صد سال بعد از مرگش خداوند او را زنده كرد قال اللَّه تعالى :
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
« 3 » ( كه خداوند در سورهء بقره ضمن اين آيه شرح داده است ) و مانند داستان برگزيدگان قوم حضرت موسى كه خداوند ميفرمايد :
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ
يعنى شما را بعد از مرگتان دوباره زنده گردانيديم تا شكر خدا را به زبان آوريد ( ترجمه آن نيز قبلا گذشت ) در بارهء عيسى ( ع ) مىفرمايد :
وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْنِي
يعنى : عيسى به اجازه
هامش
( 1 ) مؤلف در اينجا برخى از دانشمندانى را كه در رجعت كتاب مستقل نوشتهاند نام ميبرد چون ما در مقدمه تحت عنوان « رجعت » بتفصيل متذكرشدهايم در اينجا آن را ترجمه ننموديم .
( 2 ) شرح آن قبلا گذشت .
( 3 ) آيه 8 سورهء صف .