كرد جميع شرابها و گلابهائى كه متعلّق به پدرش بود بريزند و ظروف آنها را بشكنند و همچنين بسبب او جميع طوائف و فرق مذهب اسلام صدمه خوردند . از آن جمله فرقهء متصوفه كه آباء و اجداد حسين خود از اين فرقه بودند . حكم شد كه هر جا خانقاهى از ايشان بود خراب كنند ، و اكابر ايشان باخراج يا بجلاى وطن در اطراف عالم پراكنده شدند . از آن جمله شيخ محمد على حزين است كه بهندوستان رفته در بنارس فوت شد » .
پاسخ جان مالكم انگليسى
اين بود آنچه جان مالكم انگليسى نوشته كه با نوشته ادوارد برون چندان تفاوتى ندارد . نوشتهء اين دو نفر نيز از كتاب « تاريخ انقلاب ايران » تأليف « كروسينسكى » و « شرح تاريخى تجارت انگليسها از روى بحر خزر » تأليف « جونانس هانوى » است كه اين دو انگليسى نيز در اواخر دورهء صفويه در اصفهان ميزيستند .
بديهى است اروپائيان سود پرست كه به همين منظور بايران سفر نموده و جز تأمين منافع و عظمت ملك و ملت خود مقصودى نداشته ، و براى حفظ موقعيّت خويش به عكس ما ايرانيان و لو با تظاهر ، سخت پابند دين خود بوده و هستند ، نميتوانند بسط و توسعه دين اسلام و نفوذ علماى روحانى را كه ضد مسيحيت ميباشند به بينند ، و ناچار از آنند كه با هر وسيله شده ، آنها را در نظر خودى و بيگانه از اعتبار و اقتدار و احترام بياندازند و جاده را براى پيشرفت نفوذ سياسى و تأمين مقاصد استعمارى خود صاف كنند .
جان مالكم در نقل مطالب فوق چند دروغ شاخدار گفته و مرتكب غرضورزى صريح شده است . زيرا علّامهء مجلسى فقط چهار سال با شاه سلطان حسين معاصر بوده ، و تقريبا چهل سال پيش از وى داراى وجهه عمومى و حوزهء درس هزار نفرى و شيخ الاسلام اصفهان بود . بنا بر اين ملّاها و سادات نه تنها در عصر شاه سلطان حسين داراى نفوذ و اقتدار بودند ، بلكه از اوائل صفويه كه مملكت در كمال امن