صدوق در كمال الدين از ريان بن صلت روايت كرده كه گفت : به حضرت رضا عليه السّلام عرضكردم : آيا صاحب الامر شما هستيد ؟ فرمود : من صاحب الامر هستم ولى نه آن صاحب الامرى كه زمين را پر از عدل و داد مىكند چنان كه از ظلم پر شده باشد چگونه من ميتوانم چنين كسى باشم با اين ضعف بدن كه در من مىبينى ؟ ! قائم كسى است كه وقتى ظهور مىكند بسن پير مردان و به صورت جوانان است ، و بدنى نيرومند دارد . بطورى كه اگر دست به طرف بزرگترين درخت روى زمين دراز كند ميتواند آن را از بيخ بكند . و چنانچه در ميان كوهها نعره كشد ، سنگهاى سخت از هيبت صدايش خورد شود ! عصاى موسى و انگشتر سليمان با اوست .
او چهارمين از فرزندان من است . خدا تا زمانى كه مصلحت ميداند او را از نظرها غائب ميگرداند آنگاه او را آشكار مىكند و بوسيلهء او زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد .
شيخ الطائفة در كتاب غيبت از سعد بن عبد اللَّه اشعرى از ابو هاشم جعفرى نقل كرده كه گفت : روزى در خدمت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام بودم . حضرت فرمود : هنگامى كه قائم قيام كند ، دستور ميدهد منارهها و اتاقهائى را كه در مساجد ميسازند ، خراب نمايند . من پيش خود گفتم : چرا قائم چنين كارى مىكند ؟
ناگاه امام حسن عسكرى عليه السّلام رو كرد بجانب من و فرمود : معنى اين كار اينست كه : اينها چيز تازه و بدعتى است كه پيغمبرى و امام آن را نساخته است ! در كمال الدين از ابو بصير روايت نموده كه گفت : مردى از اهل كوفه از حضرت صادق عليه السّلام پرسيد چند نفر با قائم قيام ميكنند ؟ چه مردم ميگويند : به تعداد سربازانى كه در جنگ بدر شركت كردند يعنى سيصد و سيزده نفر ميباشند ؟ حضرت فرمود : او قيام نميكند مگر با افراد نيرومند و اين افراد هم از ده هزار نفر كمتر نيستند .
مؤلف : مقصود حضرت اينست كه ياران قائم در هنگام ظهور منحصر بسيصد و سيزده نفر نيست بلكه اين عده كسانى هستند كه در ابتداى ظهورش بگرد وى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت مهدى موعود عج ) ( فارسي ) — صفحة 1112
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١١١٢