شيخ صدوق در كمال الدين از ابو بصير روايت مىكند كه گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : قربانت گردم ! من ميخواهم دستى روى سينهء شما بكشم .
فرمود : مانعى ندارد . من دست به سينه و دوشهاى مبارك حضرت كشيدم . حضرت فرمود : اى ابو بصير ! چرا چنين ميكنى ؟ عرضكردم : قربانت گردم ! من از پدرت شنيدم كه ميفرمود : قائم ما سينهاى گشاده و دوشهائى باز و عريض دارد .
حضرت فرمود : اى ابو بصير ! پدرم زره پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را پوشيد برايش بلند بود بطورى كه روى زمين كشيده ميشد ، من هم وقتى آن زره را پوشيدم به زمين ميرسيد ولى چون قائم بپوشد ، مثل اينست كه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله پوشيده است و دامن آن به زمين كشيده نميشود . گوئى اطراف آن را گره زدهاند . كسى كه عمرش از چهل سال تجاوز كرده است ، صاحب الامر نيست « 1 »
صاحب الامر چنين كسى است
و در بصائر الدرجات و اختصاص شيخ مفيد از سهل بن زياد روايت نموده كه امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : خدا ذو القرنين را در انتخاب دو ابر كند رو و تندرو مخير گردانيد . ذو القرنين ابر كند رو را انتخاب كرد كه رعد و برق در آن نبود اگر ابر تندرو را انتخاب ميكرد نصيب وى نمىشد . زيرا خداوند آن را براى قائم ما ذخيره فرموده است .
هامش
( 1 ) اين ابو بصير يحيى بن قاسم نابينا بوده ، وى احتمال ميداده كه امام جعفر صادق مهدى موعود باشد ؛ لذا با اجازهء حضرت دست روى سينه و دوشهاى مباركش كشيد تا علائم او را امتحان كند ، حضرت هم با توضيحات خود او را متوجه نمود كه من كه اكنون بيش از چهل سال دارم قائم نيستم ، قائم كسى است كه در نظر بينندگان بيش از چهل سال نداشته باشد .
در پاورقى صفحه 1067 راجع بسن قائم عليه السلام سخن گفتيم در روايات بعد هم در تأييد آنچه ما گفتيم ؛ رواياتى ذكر مىشود و همگى مىرساند كه قائم ( ع ) عمر طولانى دارد ؛ ولى هنگام ظهور به صورت جوانى كمتر از چهل و بسيار قوى و نيرومند خواهد بود .