مؤلف : داستان افتراء بستن عايشه بزن پيغمبر و مادر ابراهيم پسر آن حضرت در احوال پيغمبر و كتاب « فتن » گذشت « 1 » .
على بن ابراهيم قمى در تفسير خود از ابو خالد كابلى روايت مىكند كه حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود : به خدا قسم گويا قائم را مينگرم كه تكيه داده است به حجر الاسود ، و مردم را به حق خودش سوگند ميدهد و ميفرمايد : اى مردم هر كس در باره خدا گفتگوئى دارد از من بپرسد كه من از هر كس به خدا نزديكترم . . .
آنگاه به طرف مقام ابراهيم ميرود و دو ركعت نماز ميگزارد ، سپس مجددا مردم را به حق خودش بامور ياد شده سوگند ميدهد ! آنگاه حضرت باقر فرمود : به خدا قسم « مضطر » و گرفتارى كه خداوند در آيهء :
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ
« 2 » اوست . نخستين كسى كه با او بيعت مىكند جبرئيل است ، آنگاه سيصد و سيزده نفر با وى بيعت مينمايند هر كس به راه افتاد به زودى به او ميرسد و هر كس به راه نيافتاد در رختخوابش ناپديد مىشود ، يعنى از همان جا كه خوابيده ناگهان حركت مىكند . اينست معنى گفته حضرت امير كه فرمود :
هامش
( 1 ) جلد 6 بحار الانوار
( 2 ) اين آيه شريفه در باب چهارم ضمن آيات تأويل شده در باره حضرت ولى عصر ارواحنا فداه در صفحه 252 نقل شد بيچاره ابو الفضل گلپايگانى اين آيه را هم مورد دستبرد قرار داده و در صفحه 241 ميگويد : « و حلف ابو جعفر انه المضطر في كتاب اللَّه ، و مقصودش اينست كه چون ميرزا على محمد باب را گرفتند و بزندان افكندند ، و مضطر و درمانده شد ، پس « مضطر » در اين آيه اوست ! ولى جناب ايشان در همين روايت كه اول و آخر آن را نقل نكرده و فقط قسم خوردن حضرت باقر را ذكر نموده است ؛ ميخواند كه مضطر در آيه قرآن بگفته حضرت باقر ( ع ) زندانى نشده و مفلوك و درمانده نگشته است فقط چون هنگام ظهور چند بار با مردم متعصب مخالف اهل بيت كه قهرا سنيان متعصب مكه هستند ، مناظره و گفتگو مىكند ، و ناراحت ميگردد ، اين خود يك نحوه اضطرارى است كه فقط آن هنگام و در مكه دارد ، و گر نه بلافاصله با سيصد و سيزده نفر حركت نموده و چون بكوفه ميرسد ، قيام مىكند ، و جهان را ميگشايد اين چنين كسى مضطر و درمانده است ؟ و آيا سيد باب اوست ؟ .