تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
حقوقى كه براى دو هزار تن در مقابل هزار تن مى پردازند مقرر دار و هر يك از ما كشته شود پسر عمويش به جاى او نبرد خواهد كرد و در اين صورت امروز چشم تو را روشن خواهيم كرد . معاويه گفت : چنين پاداشى براى شما خواهد بود . ابن مسروق نزد ياران خود برگشت و اين خبر را به آنان داد . عكى ها گفتند : ما مقابل همدان ايستادگى خواهيم كرد . در اين هنگام عكى ها حمله كردند ، سعيد بن قيس بانگ برداشت : اى گروه همدان پاهاى آنان را پى كنيد و ضربه بزنيد . همدانيان بر پيادگان عكى ها حمله بردند و شمشيرها پاهاى آنان را فرو گرفت . ابن مسروق خطاب به افراد قبيله عك بانگ برداشت : « اى گروه عكى ها زانو بر زمين بزنيد همانگونه كه شتران زانو به زمين مى زنند » . آنان در حالى كه سپرها را در دست داشتند به زانو نشستند و همدانيان با نيزه‌هاى خود بر آنان حمله آوردند . پير مردى از همدانيان پيش آمد و چنين رجز مى خواند : « اى افراد قبيله « بكيل » چه لخمى ها و چه « حاشد » ى ها ، جانم فدايتان باد نيزه زنيد و دليرى كنيد تا آنجا كه استخوانهاى پشت سرتان و پاها و پس از آن بازوانتان فرو افتد كه پدر و پدر بزرگ شما را به اين كار سفارش كرده‌اند » . مردى از قبيله عك برخاست و اين رجز را خواند : « شما همدان را فرا مى خوانيد ما عك را فرا مى خوانيم ، اى گروه عك از ننگ و عار بر كنار باشيد ، اگر آن قوم شروع كردند به پى كردن به زانو درآييد و امروز هيچگونه شك و ترديدى به خود راه مدهيد ، آن قوم پايدارى مى كنند ، شما هم بر پايدارى خود بيفزاييد » . گويد : هر دو گروه نخست با نيزه و سپس با شمشير نبرد كردند و چندان دليرى و پايدارى كردند كه شب فرا رسيد . همدانيان گفتند : اى گروه عك به خدا سوگند مى خوريم كه از جنگ برنمى گرديم تا شما برگرديد . عكى ها هم همين گونه گفتند . معاويه به مردم عك پيام داد : شما سوگند برادرتان را برآوريد و برگرديد . عك از ميدان برگشت و چون آنان رفتند همدانيان هم برگشتند . عمرو عاص به معاويه گفت : به خدا سوگند ، امروز شيران با شيران درگير و روياروى شدند و من