نمى دارد ) شروع مىشود . اين سخن دلالت بر آن دارد كه زمينهايى را بر فراز يكديگر ثابت مىكند همان گونه كه آسمانها چنان است و آيهء « خداوند كه هفت آسمان آفريده و از زمين مانند آن آسمانها پديد آورده است » شاهد اين سخن است . سپس امير المومنين ( ع ) مى فرمايد : « و قد قال قائل انك على هذا الامر يابن - ابى طالب لحريص ، فقلت بل انتم و الله لاحرص و ابعد » ( همانا گويندهيى به من گفت : بدرستى كه تو اى پسر ابى طالب ، بر اين كار [ خلافت ] حريصى . گفتم : به خدا سوگند كه شما آزمندتريد و حال آنكه از آن دورتريد ) . اين از خطبهيى است كه على عليه السلام در آن موضوع روز شورا را كه پس از كشته شدن عمر تشكيل شد طرح فرموده است . كسى كه به او گفت « همانا كه تو بر اين كار حريصى » سعد بن ابى وقاص بود و با توجه به اينكه همو در مورد على ( ع ) روايت « تو نسبت به من به منزلت هارون از موسى هستى » را روايت كرده است عجيب است ، و على عليه السلام به همه آنان فرمود « به خدا سوگند كه شما حريص تر و دورتريد » و اين سخنى است كه عموم مردم آن را روايت كردهاند . اماميه مى گويند : اين گفتار مربوط به روز سقيفه است و كسى كه به على عليه السلام گفته است تو بر اين كار حريصى ، ابو عبيدة بن جراح بوده است و روايت نخست مشهورتر و آشكارتر است . اما عبارت « استعديك » يعنى پروردگارا ، من از تو بر قريش و كسانى كه آنان را يارى دادند انصاف و يارى مى طلبم . على عليه السلام فرموده است « آنان تنها بر گرفتن حق من و سكوت از ادعاى ديگرى قناعت نكردند بلكه حق مرا گرفتند و مدعى شدند كه حق از ايشان است و بر من واجب است كه نزاع در آن مورد را رها كنم . اى كاش با اعتراف به اينكه حق من است حق مرا مى گرفتند كه در آن صورت مصيبت آن سبك و آسان مى بود » . بدان كه اخبار متواتر از على عليه السلام رسيده كه سخنان ديگرى نظير اين
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٤٤
هامش
( 1 ) سوره طلاق بخشى از آيه 12 .