كه پرهيزگارى پيشه سازيد و به خانهها از درهاى آن درآييد » .
ذكر احاديث و اخبارى كه در مورد فضايل على آمده است
و بدان كه اگر امير المومنين عليه السلام بر خويشتن ببالد و در بر شمردن مناقب و فضائل خويش آن هم با فصاحتى كه خدايش ارزانى داشته و او را به آن مخصوص فرموده است مبالغه كند و همه فصيحان عرب او را در اين مورد مساعدت كنند نمى تواند يك دهم فضائلى را كه رسول صادق خداوند كه درودهاى خداوند بر او باد در مورد او گفته است بيان دارد . منظورم از اين موضوع احاديث و اخبار شايع نيست كه اماميه با آنها به امامت او استناد مى كنند همچون حديث « غدير » و « منزلت » و « [ ابلاغ ] سوره براءة » و موضوع « در گوشى سخن گفتن » و « خيبر » و خبر « خانه در مكه » ، در آغاز دعوت ، و نظاير آن بلكه منظورم اخبار مخصوصى است كه پيشوايان علم حديث درباره او نقل كردهاند كه در حد بسيار كمتر از آن براى غير از او نقل نشده است . من چيز اندكى از آنچه علماى حديث كه متهم به گرايش به على نيستند دربارهاش گفتهاند و همه آنان معتقدند كه ديگران بر او برترى دارند - يعنى ابو بكر و عمر و عثمان - نقل مى كنم . روايتى كه اين افراد از فضائل على نقل مى كنند بيش از روايات ديگران موجب آرامش نفس مىشود .
خبر اول
: « اى على همانا خداوند تو را به زينتى آراسته است كه بندگان را به زينتى خوشتر از آن در نظر خود نياراسته است و آن زينت نيكان و برگزيدگان پيشگاه الهى است و زهد در اين جهان است و تو را چنان قرار داده است كه تو از دنيا چيزى نمى گيرى و دنيا هم از تو چيزى نمى گيرد و محبت بينوايان را به تو ارزانى داشته است تو را چنان قرار داده است كه شاد و خشنودى كه ايشان پيروان تو باشند و آنان هم به امامت تو شادند » .
هامش
( 1 ) سوره دوم بخشى از آيه 188 .