تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

خبر سوم

: پيامبر فرموده است « خداوند با من در مورد على عهدى فرمود . عرضه داشتم : پروردگارا آن را براى من بيان فرماى . فرمود : بشنو على رايت هدايت و امام دوستان من و پرتو كسانى است كه با پرهيزگاران ملازم و همراه ساخته‌ام ، هر كس او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر كس او را فرمان برد مرا فرمان برده است ، او را بر اين مژده بده . گفتم : بار خدايا او را مژده دادم ، گفت : من بنده خدا و در قبضهء قدرت خداوندم اگر عذابم كند در قبال گناهان من است و به من ستم نكرده است و اگر آنچه را به من وعده فرموده است به اتمام رساند او خود سزاوار و شايسته است . و من براى على دعا كردم و عرضه داشتم : پروردگارا دلش را پرتو افشان فرماى و بهار او را ايمان به خودت قرار بده . خداوند فرمود : چنين كردم جز اينكه او را به آزمون و بلايى ويژه مى كنم كه هيچ يك از اولياى خود را بدان اختصاص نداده‌ام . عرضه داشتم : بار خدايا ، او برادر و دوست من است فرمود : در علم من چنين مقدر شده و پيشى گرفته است كه آزمون شده و آزمون كننده است » . حديث فوق را حافظ ابو نعيم در حلية الاولياء از قول ابو برزه اسلمى آورده است و سپس با اسناد و با الفاظ ديگرى از قول انس بن مالك آن را چنين آورده است : « همانا پروردگار جهانيان با من در مورد على عهدى فرموده است كه او رايت هدايت و منار ايمان و پيشواى اولياى من است و پرتو همه كسانى است كه مرا اطاعت كنند . همانا على فرداى رستاخيز امين من و صاحب رايت من است و كليدهاى گنجينه‌هاى رحمت پروردگارم در دست على خواهد بود » .

خبر چهارم

: چنين است « هر كه مى خواهد به نوح و عزم استوارش و به آدم درباره علمش و به ابراهيم در مورد حلمش و به موسى در مورد زيركى او و به عيسى در مورد زهدش بنگرد ، به على بن ابى طالب بنگرد » . اين حديث را احمد بن حنبل در مسند و احمد بيهقى در صحيح خود آورده‌اند .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 301 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى