رضى كه خدايش رحمت كناد آن را نياورده است و پيش از اين سخنانى درباره قومى از گمراهان بوده است كه على عليه السلام شروع به نكوهش آنان و بيان صفات نكوهيده ايشان براى آنان كرده است .
گويد : على ( ع ) با عبارت « نحن الشعار و الاصحاب » ( ماييم ياران و لباس چسبيده به بدن ) به خودش اشاره مىكند و معمولا على ( ع ) همواره در اين گونه موارد لفظ جمع مى آورد و مراد او مفرد است . از كلمه « شعار » كه به معنى جامه به بدن چسبيده و نزديكتر از جامههاى ديگر به بدن است و مقصود او اين است كه وى از خواص [ ياران ] رسول خدا ( ص ) بوده است .
كلمات « خزنه » و « ابواب » را ممكن است به معنى گنجوران و دروازههاى دانش دانست چرا كه رسول خدا ( ص ) در مورد على ( ع ) فرموده است « من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس خواهان دانش و حكمت است از در در آيد » و پيامبر در مورد على « گنجور علم من » و گاه « گنجينهء علم من » تعبير فرموده است و نيز ممكن است مراد گنجوران بهشت و درها و دروازههاى بهشت باشد ، يعنى كسى جز آن كس كه به ولايت ما وفادار باشد وارد بهشت نمى شود و در خبرى شايع و مستفيض درباره على عليه السلام آمده است كه او تقسيم كننده بهشت و دوزخ است . ابو عبيد هروى در كتاب الجمع بين الغريبين مى گويد : گروهى از پيشوايان ادب و عربيت آن را تفسير كرده و گفتهاند از اين جهت كه دوستدار على از اهل بهشت و دشمن او از اهل دوزخ است به اين اعتبار على ( ع ) تقسيم كننده بهشت و دوزخ است . ابو عبيد مى گويد : گروهى ديگر گفتهاند : على شخصا تقسيم كننده آتش و بهشت است ، قومى را به بهشت درمى آورد و قومى را به دوزخ مى افكند . اين موضوع دوم كه ابو عبيد گفته است چيزى است كه با اخبار وارده در اين مورد مطابق است و على عليه السلام خطاب به آتش مى گويد : اين شخص از من است آزادش بگذار اين از توست ، او را فرو گير .
سپس على ( ع ) مى گويد : در خانهها جز از درش وارد نبايد شد و خداوند متعال هم فرموده است « نيكى آن نيست كه به خانهها از پشت آن درآييد ، نيكى آن است
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 298
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٩٨