تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 295

مساهمون:

ص٢٩٥
كه ابن ملجم او را ضربت زد در مورد مرغابيهايى كه پشت سرش بانگ مى زدند فرمود : آنها را به حال خود بگذاريد كه نوحه گرانند و اينكه در همان شب فرمود : امشب رسول خدا را در خواب ديدم و پيش آن حضرت شكايت بردم و گفتم : اى رسول خدا ، از امت تو چه سختيها و چه ناملايمتها كه نكشيدم . فرمود : بر ايشان نفرين كن . گفتم : بار خدايا ، عوض آنان بهتر از ايشان را به من ارزانى فرماى و عوض من بدتر از من به آنان بده . و اين گفتار امير المومنين على كه « من در حال جنگ كشته نمى شوم و همانا به صورت غافلگير كردن و ناگهانى كشته مى شوم ، مردى گمنام مرا خواهد كشت » و در اين باره اخبار فراوانى از على عليه السلام رسيده است . مى گويم : تمام اين اخبار دلالت بر آن نمى كند كه على ( ع ) موضوع را به صورت مفصل و از همه جهات بداند ، مگر نمى بينى كه در اخبار و آثار چيزى كه دلالت كند بر وقت معين كشته شدن وجود ندارد و همچنين از جايگاهى كه در آن كشته مىشود سخنى نيست . البته در مورد ابن ملجم ممكن است على ( ع ) دانسته باشد او همان كسى است كه او را خواهد كشت . ولى چنين نبوده است كه به صورت محقق دانسته باشد كه همين ضربت جان شريفش را خواهد گرفت و همچنين ممكن بوده است كه از اين ضربه بهبود يابد و برهد و بعدها كشته شدنش به دست ابن ملجم اتفاق بيفتد هر چند در دراز مدت باشد و اين كار محال نيست كه نظير آن اتفاق افتاده است : عبد الملك بن مروان به روزگار حكومت معاويه عمر بن سعيد اشدق را به سبب كدورتى كه ميان آن دو بود زخمى كرد ، عمرو از او گذشت كرد ولى بعدها قضاء و سرنوشت چنان بود كه عبد الملك به دست خود همانگونه كه گوسپند را مى كشند سر عمرو بن سعيد اشدق را بريد . اما گفتار على عليه السلام در مورد مرغابيها كه فرموده است « آزادشان