بود و در جستجوى جايى بود كه در آن فرود آيد به هر يك از ياران على عليه السلام كه از كنار او مى گذشت مى گفت : من طلحه هستم . چه كسى مرا پناه مىدهد و اين سخن را مكرر مى گفت . مدائنى مى گويد : هرگاه اين سخن را براى حسن بصرى مى گفتند مى گفت : همانا كه او در جوار و پناه گستردهيى بوده است .
خطبه ( 149 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) پيش از مرگش [ در اين خطبه كه با عبارت « ايها الناس كل امرى ء لاق ما يفرمنه فراره » ( اى مردم ، هر كس از چيزى بگريزد در گريز خود همان را خواهد ديد ) شروع مىشود .
ابن ابى الحديد ضمن شرح مطالب ، موضوعى مختصر در مورد تاريخ مطرح كرده است . ] اين سخن دلالت بر آن دارد كه على عليه السلام چگونگى كشته شدن خود را از جميع جهات و به تفصيل نمى دانسته و پيامبر ( ص ) در اين مورد علم مجمل و مختصرى به او ارزانى فرموده است . اين موضوع ثابت است كه پيامبر ( ص ) به او فرموده است « به زودى بر اين ضربه مى خورى ، و اشاره به فرق سرش فرموده است و اين از آن خضاب مىشود و اشاره به ريش على فرمود » اين هم ثابت شده است كه پيامبر ( ص ) به على فرموده است « آيا مى دانى بدبخت ترين پيشينيان كيست » عرضه داشت : آرى آنكه ناقه را پى كرد . فرمود « آيا مى دانى بدبخت ترين پسينيان كيست » عرضه داشت نه . فرمود « آن كس كه بر سرت ضربه مى زند و ريش تو را خضاب مىكند » .
سخن امير المومنين على عليه السلام همچنين دلالت مىكند بر اينكه پس از ضربه زدن ابن ملجم به طور قطع نمى دانسته است كه از ضربت او خواهد مرد مگر