پرش به محتوای اصلی

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحه 293

پدیدآورندگان:

ص۲۹۳
بود و در جستجوى جايى بود كه در آن فرود آيد به هر يك از ياران على عليه السلام كه از كنار او مى گذشت مى گفت : من طلحه هستم . چه كسى مرا پناه مىدهد و اين سخن را مكرر مى گفت . مدائنى مى گويد : هرگاه اين سخن را براى حسن بصرى مى گفتند مى گفت : همانا كه او در جوار و پناه گسترده‌يى بوده است .

خطبه ( 149 )

از سخنان آن حضرت ( ع ) پيش از مرگش [ در اين خطبه كه با عبارت « ايها الناس كل امرى ء لاق ما يفرمنه فراره » ( اى مردم ، هر كس از چيزى بگريزد در گريز خود همان را خواهد ديد ) شروع مىشود . ابن ابى الحديد ضمن شرح مطالب ، موضوعى مختصر در مورد تاريخ مطرح كرده است . ] اين سخن دلالت بر آن دارد كه على عليه السلام چگونگى كشته شدن خود را از جميع جهات و به تفصيل نمى دانسته و پيامبر ( ص ) در اين مورد علم مجمل و مختصرى به او ارزانى فرموده است . اين موضوع ثابت است كه پيامبر ( ص ) به او فرموده است « به زودى بر اين ضربه مى خورى ، و اشاره به فرق سرش فرموده است و اين از آن خضاب مىشود و اشاره به ريش على فرمود » اين هم ثابت شده است كه پيامبر ( ص ) به على فرموده است « آيا مى دانى بدبخت ترين پيشينيان كيست » عرضه داشت : آرى آنكه ناقه را پى كرد . فرمود « آيا مى دانى بدبخت ترين پسينيان كيست » عرضه داشت نه . فرمود « آن كس كه بر سرت ضربه مى زند و ريش تو را خضاب مىكند » . سخن امير المومنين على عليه السلام همچنين دلالت مىكند بر اينكه پس از ضربه زدن ابن ملجم به طور قطع نمى دانسته است كه از ضربت او خواهد مرد مگر
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحه 293 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى