پيامبران خويش را با وحى كه ويژهء آنان فرموده برانگيخته است ) شروع مىشود پس از توضيح مختصرى درباره مطالب كلامى خطبهء بحث مختصر زير را ايراد كرده است كه اگر چه ظاهر آن به كلام بيشتر شباهت دارد ولى حاوى نكات تاريخى و اجتماعى است . ]
اختلاف فرقههاى اسلامى در اينكه ائمه بايد از قريش باشند
مردم در مورد شرط نسب براى امامت اختلاف نظر دارند ، گروهى از ياران قديمى معتزله ما گفتهاند : در امامت نسب به هيچ روى شرط نيست و امامت براى قرشى و غير قرشى سزاوار است به شرطى كه فاضل و داراى شرايط معتبر ديگر باشد و اجتماع كلمه مسلمانان در مورد پيشوايى او صورت گرفته باشد . خوارج نيز همين عقيده را دارند .
بيشتر مردم همچنين بيشتر ياران ما بر اين عقيدهاند كه نسب در آن شرط است و امامت سزاوار كسى جز اعراب نيست و از ميان اعراب هم سزاوار قريش است .
بيشتر ياران [ معتزلى ] ما مى گويند : معنى اين گفتار پيامبر ( ص ) كه فرموده است « ائمه از قريش هستند » اين است كه اگر ميان قريش كسى پيدا شود كه براى امت شايسته باشد حق تقدم با اوست ولى اگر ميان قريش كسى كه شايسته امت است موجود نباشد شرط قرشى بودن ملاحظه نخواهد شد .
برخى از ياران ما گفتهاند : معنى اين خبر اين است كه قريش هيچ گاه خالى از كسى كه شايسته امامت است نخواهد بود و با اين خبر اين موضوع را واجب دانستهاند كه در هر عصر و زمان كسى از قريش كه شايسته و سزاوار حكومت است وجود خواهد داشت .
گروه بيشترى از زيديه معتقدند كه امامت فقط ويژه فرزندان و فرزندزادگان فاطمه ( ع ) و از نسل ابو طالب است و براى هيچ كس ديگر غير از اين دو گروه روا