تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
نيست و امامت صحيح نخواهد بود مگر اينكه شخص فاضل زاهد عالم عادل شجاع و سياستمدار براى آن قيام كند و مردم را به آن فرا خواند . برخى از زيديه امامت را در افرادى كه فاطمى نباشند ولى از نسل على عليه السلام باشند جايز مى دانند ولى اين از اقوال شاذ و نادر ايشان است . راونديه خلافت و امامت را از ميان همه خانواده‌هاى قريش مخصوص عباس عموى پيامبر كه رحمت خدا بر او باد و فرزندانش مى دانند و اين عقيده و سخن به هنگام خلافت منصور دوانيقى و مهدى عباسى اظهار شده است . اما اماميه امامت را ميان فرزندزادگان حسين عليه السلام مى دانند كه آن هم براى اشخاص معينى از ايشان و به اعتقاد اماميه امامت براى كسى ديگر غير از ايشان روا نيست . كيسانيه هم امامت را در محمد بن حنفيه و فرزندان او مى دانند و برخى از ايشان آن را قابل انتقال به فرزندان ديگران هم دانسته‌اند . اگر بگويى تو اين كتاب را بر مبناى قواعد معتزله و اصول ايشان شرح داده‌اى بنابراين ، اين سخن تو چيست كه تصريح بر آن است كه در نظر اماميه امامت از ميان قريش فقط سزاوار بنى هاشم است و اين موضوع اعتقاد و مذهب هيچ يك از معتزله نه قدماى ايشان و نه متاخران آنان است . مى گويم : اين موضوع مشكل است و مرا در آن نظر خاصى است و آن اين است كه اگر ثابت شود على عليه السلام آن را فرموده است من هم همان عقيده را خواهم داشت كه براى من ثابت شده است كه پيامبر ( ص ) درباره على عليه السلام فرموده است « او همراه حق است و به هر كجا كه رود حق با او خواهد بود » وانگهى ممكن است اين سخن را تأويل كرد و مطابق مذهب معتزله باشد و چنين معنى شود كه مراد از آن مرحله كمال امامت است همان گونه كه اين گفتار رسول خدا ( ص ) را كه فرموده‌اند « نماز براى همسايهء مسجد نيست مگر در مسجد » بايد به مرحله كمال نماز معنى كرد نه اينكه نمازى كه در خانه گزارده شود صحيح نيست .