تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
[ ابن ابى الحديد بحث زير را ايراد كرده است . ]

از اخبار روز شورى و به ولايت رسيدن عثمان

ما در مباحث گذشته دربارهء شورى چندان سخن گفتيم كه در آن كفايت است و اينك مطالبى را مى آوريم كه در مباحث گذشته نياورده‌ايم و اين روايتى است كه آن را عوانة از اسماعيل بن ابى خالد از شعبى در كتاب الشورى و مقتل عثمان نقل كرده است و ابو بكر احمد بن عبد العزيز جوهرى هم در بخش افزونيهاى كتاب السقيفة آن را آورده است . او مى گويد : چون عمر زخم خورد تعيين حاكم و حكومت را در اختيار شورايى مركب از شش تن نهاد كه عبارتند : على بن ابى طالب ، عثمان بن عفان ، عبد الرحمان بن عوف ، زبير بن عوام ، طلحة بن عبيد الله و سعد بن مالك [ سعد بن ابى وقاص ] در آن روز طلحه در شام بود . عمر گفت : رسول خدا ( ص ) رحلت فرمود در حالى كه از اين شش تن خشنود بود و ايشان از ديگران براى اين حكومت سزاوارترند . عمر به صهيب بن - سنان وابسته و برده آزاد كرده عبد الله بن جدعان كه گفته‌اند اصل او از شاخه‌هاى قبيله ربيعة بن نزار است كه به « عنزه » معروف بوده‌اند ، فرمان داد تا هنگامى كه آن گروه براى خود كسى از ميان خويش را به خلافت برنگزيده‌اند با مردم نماز گزارد و عمر ترديد نداشت كه حكومت به يكى از اين دو مرد يعنى على يا عثمان خواهد رسيد . عمر گفت : اگر طلحه رسيد همراه ايشان خواهد بود و گرنه همان پنج تن از ميان خويش يكى را برگزينند . روايت شده است كه عمر پيش از آنكه بميرد سعد بن ابى وقاص را از عضويت شورى كنار نهاد و گفت : اين چهار تن ديگر صاحب رأى خواهند
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 267 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى