تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
حال آنكه به خدايى خدا سوگند كه خداوند چنين فضيلتى براى آنان بر ما قرار نداده است همانگونه كه براى فرزندان ايشان هم بر فرزندان ما فضيلتى قرار نداده است . همانا اگر عمر نميرد به او خواهم گفت كه در گذشته و حال چه بر سر ما آورده است و بد انديشى او را در مورد خودمان به او تذكر مى دهم و اگر بميرد كه بدون ترديد خواهد مرد ، اين گروه هماهنگ خواهند شد كه حكومت را از ما برگردانند . اگر چنين كنند كه بدون ترديد چنين خواهند كرد ، مرا چنان كه خوش ندارند خواهند ديد و به خدا سوگند ، مرا رغبتى به حكومت و محبت دنيا نيست بلكه حكومت را براى آشكار ساختن عدالت و قيام به كتاب و سنت خواهانم . گويد : در اين هنگام على برگشت مرا ديد من هم او را ديدم و فهميدم كه از اين كار من ناراحت شده است . گفتم : اى ابا حسن ، باكى نداشته باش . به خدا سوگند ، اين سخنى را كه من از تو شنيدم در اين جهان تا با هم باشيم هيچ كس نخواهد شنيد . به خدا سوگند تا خداوند على را به جوار رحمت خود نبرد هيچ آفريده‌يى اين سخن را از من نشنيد . عوانه مى گويد : اسماعيل از قول شعبى براى ما نقل كرد كه مى گفته است : چون عمر مرد و او را كفن كردند و براى اينكه بر او نماز گزارده شود آماده‌اش كردند على بن ابى طالب جلو رفت و كنار سر عمر ايستاد و عثمان جلو رفت و كنار پاى عمر ايستاد ، على عليه السلام فرمود : براى نماز اين چنين بايد ايستاد و عثمان گفت : نه كه چنين بايد ايستاد . عبد الرحمان گفت : چه زود اختلاف پيدا كرديد اى صهيب ، بر عمر نماز بگزار كه او تو را پسنديده است كه نمازهاى واجب را با مردم بگزارى . صهيب جلو رفت و بر جنازه عمر نماز گزارد . شعبى مى گويد : اعضاى شورى وارد حجره‌يى شدند و همگى براى رسيدن بر خلافت آزمند و براى از دست دادن آن بخيل بودند ، گروهى براى اين جهان و و گروهى براى خير آن جهان . چون كار به درازا كشيد عبد الرحمان بن عوف گفت چه كسى از شما حاضر است خود را از خليفه شدن كنار بكشد و عوض آن مردى را براى خلافت بر اين امت انتخاب كند من با كمال ميل حاضرم از خليفه شدن كنار بروم و آيا اجازه دارم براى شما كسى را انتخاب كنم همگان جز على ابن ابى طالب گفتند : خشنوديم ، ولى على گفت : بايد بنگرم و بينديشم و نسبت به عبد الرحمان خوش گمان نبود . ابو طلحه انصارى روى به على ( ع ) كرد و گفت : اى ابا حسن به
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 269 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى