و از من مى خواستيد بيعت شما را بپذيرم ، و من خوددارى كردم تا آنكه از اجتماع شما آگاه شدم و با شما بيعت كردم سپس على عليه السلام پس از آنكه طلحه و زبير را به پيمان شكنى و گسستن پيوند خويشاوندى و شوراندن مردم بر ضد خود توصيف كرده است بر آن دو نفرين كرده كه خداوند گرهى را كه آن دو زدهاند باز فرمايد و قصد ايشان را استوار نكند و در آنچه كردهاند و آرزو بستهاند بدى ببينند .
آنچه كه آن دو را به آن وصف فرموده است راست و درست گفته است ، نفرين آن حضرت هم محقق شد و بدى اين جهانى آن دو را فرو گرفت نه بد فرجامى آن جهانى زيرا خداوند متعال به زبان رسول گرامى خود به آن دو وعدهء بهشت داده است و آنان با توبهيى كه انجام دادند و ياران [ معتزلى ] ما كه خدايشان رحمت كناد در كتابها و آثار خود از قول آن دو نقل كردهاند مستحق بهشت شدهاند و اگر آن توبه نباشد كه از هلاك شدگان اند .
خطبه ( 138 )
از سخنان آن حضرت ( ع ) كه اشاره به پيشگويى ها و خونريزى هاى آينده است [ در اين خطبه كه با عبارت « يعطف الهوى على الهدى » ( هواى نفس را به هدايت برمى گرداند ) شروع مىشود ، ابن ابى الحديد مى گويد : ] اين سخن ، اشاره است به وجود امامى كه خداوند متعال او را در آخر الزمان خلق خواهد كرد و در اخبار و روايات به وجود او وعده داده شده است . معنى اين سخن آن است كه هواى نفس را سركوب مىكند و آن را از اراده خويش دور مى سازد و به هدايت عمل خواهد كرد و هدايت بر او چيره و آشكار خواهد بود و در جملات بعدى اين خطبه هم مى گويد : « احكامى را كه با رأى و قياس و يا گمان غالب صادر شود مقهور و مغلوب مى سازد و به قرآن عمل مىكند آن هم به روزگارى