كه مخالفان و ستيزه گران با آن امام ، به هدايت عمل نكرده و فقط به هواى نفس عمل مى كنند و نه بر طبق قرآن بلكه فقط طبق رأى خويش حكم مى كنند . » [ سپس مى فرمايد ] « تا آنكه جنگى سخت بر پا مىشود كه دندانهاى آسياى خود را براى شما آشكار خواهد ساخت » و اين كنايه از شدت جنگ است همچنان كه نقطهء اوج خنده و دهان گشودن هنگامى است كه دندانهاى آسيا آشكار شود همچنين جملات بعد هم نمودارى از شدت جنگ است .
[ ابن ابى الحديد سپس بحثى ادبى درباره اعتراض - آوردن جمله معترضه ميان كلام - مطرح كرده و در آن شواهد بسيارى از كلام الله مجيد و اشعار شاعران متقدم ارائه داده است و پس از آن ضمن شرح بقيه اين خطبه و از آنجا كه با عبارت « كانى به قد نعق بالشام » ( گويى هم اكنون او را مى بينم كه در شام بانگ برداشته است ) شروع مىشود مطالب زير را آورده است . ] اين موضوع خبر دادن از كار عبد الملك بن مروان و چگونگى ظهور او در شام و سپس پادشاهى او بر عراق و اشاره به كشته شدن بسيارى از اعراب است كه به روزگار حكومت عبد الرحمان بن اشعث و مصعب بن زبير روى داد . [ پس از آن ضمن توضيح پارهيى از لغات و استعارات مى گويد : ] ممكن است اين اشكال به ذهن خواننده خطور كند كه چگونه على ( ع ) فرموده است تا عقلهاى پوشيده اعراب به ايشان برگردد و از اين جمله چنين فهميده مىشود كه اين كار بايد به روزگار پسر مروان باشد و حال آنكه ظاهرا چنين نبوده است و عبد الملك در حالى كه پادشاه بوده در گذشته است و پادشاهى او با برگشت عقلهاى پوشيده اعراب نابود نشده است .
مى گويم : چنين پاسخت مى دهم كه مدت پادشاهى فرزندان عبد الملك هم در واقع پادشاهى خود اوست و پادشاهى از فرزندان مروان زايل نشد تا آنكه خرد و عقل پوشيده عرب به خودش برگشت و منظور از عرب در اينجا بنى عباس و ديگر اعرابى است كه هنگام ظهور دولت آنان از ايشان پيروى كردند نظير : قحطبة بن -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 265
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٦٥