تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
هيچ گاه چيزى غير از كارهاى ناپسند عثمان را مورد نكوهش قرار نداد و او را از چيزى جز آنچه كه شرع نهى كرده است باز نداشت ، ولى عثمان شخصى ضعيف - النفس و سست و كم بينش و خيالپرداز بود و لگام اختيار خود را به مروان سپرده بود و او عثمان را به هر سو كه مى خواست مى كشيد و در واقع خلافت از مروان بود و عثمان فقط نامى از خلافت داشت . چون كار عثمان درهم فرو ريخت از على يارى و فريادرسى خواست و به او پناه برد و زمام كار را به على عليه السلام واگذاشت و على هم از او دفاع كرد ولى ديگر دفاع سودى نداشت و دشمنان را از او دور كرد كه آن هم سودى نداشت و كار آنچنان تباه شده بود كه هيچ اميدى به اصلاح آن نمى رفت . جعفر مى گويد : به محمد بن سليمان گفتم : آيا عقيده‌ات اين است و مى خواهى بگويى على از خلافت عثمان رنج بيشترى ديد تا از خلافت ابو بكر و عمر گفت : نه ، چگونه ممكن است اين چنين باشد عثمان شاخه‌يى از وجود ابو بكر و عمر است و اگر آن دو نبودند هرگز عثمان خليفه نمى شد و عثمان پيش از آن هرگز از كسانى نبود كه اميد و طمع به خلافت داشته باشد و به خاطرش خطور نمى كرد ولى موضوع ديگرى است كه موجب مىشود دلتنگى على از عثمان بيشتر باشد و آن خويشاوندى آن دو با يكديگر و پيوستن نسب آن دو در عبد مناف است و آدمى نسبت به پسر عموى نزديك خود بيشتر همچشمى مىكند تا نسبت به پسر عموى دور تر خود ، وانگهى تحمل بسيارى از كارها از ناحيه خويشاوندان دور و بيگانگان براى آدمى آسانتر است از تحمل همان كارها از خويشاوندان نزديك . جعفر گويد : به محمد بن سليمان گفتم : آيا معتقدى كه اگر عثمان از خلافت خلع مى شد ولى او را نمى كشتند كار براى على عليه السلام كه پس از عثمان با او به خلافت بيعت شد استوار و رو به راه مى شد گفت : نه ، چگونه ممكن است اين كار را تصور كرد بلكه بر عكس اگر عثمان از خلافت خلع مى شد و زنده مى ماند درهم پاشيدگى كارهاى على ( ع ) بيش از آن بود و هر روز اميد بازگشت او مى رفت و بر فرض كه عثمان زندانى مى بود باز گرفتارى و سختى بسيار بود و هر روز بلكه هر ساعت مردم با فرياد نام او را بر زبان مى آوردند و اگر آزاد مى بود و اختيار خود را مى داشت و كسى مانع كارهاى او نمى شد ، عثمان به گوشه‌يى از اطراف مملكت پناه مى برد و متحصن مى شد و مى گفت مظلوم است و