تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
آييد و تقاضا مى كنم به حال خود باز گرديد و به خدا سوگند ، اگر مردم بخواهند بر من چيره شوند از هيچ كس جز شما دو تن فريادرسى نمى خواهم و اگر مرا درهم شكنند و زبون سازند جز به عزت شما عزتى نمى يابم ، اين كار ميان ما به درازا كشيده و بيم آن دارم كه از اندازه در گذرد و خطر آن بزرگ شود ، همانا كه دشمن مرا بر شما مى شوراند و تحريك مى كنند ، ولى خداوند و پيوند خويشاوندى ، مرا از آنچه دشمن اراده مىكند باز مى دارد و اينك در مسجد رسول خدا ( ص ) و كنار مرقدش خلوت كرده‌ايم و دوست مى دارم كه انديشه خويش را در مورد من و آنچه در سينه داريد آشكار سازيد و راست بگوييد كه راستى بهتر و نجاتبخش تر است و براى خودم و شما دو تن از خداى آمرزش مى خواهم . ابن عباس مى گويد : على عليه السلام سكوت فرمود من هم مدتى طولانى همراه او سكوت كردم ، من حرمتش را پاس مى داشتم كه پيش از او سخن نگويم على هم خوش مى داشت كه من از سوى خودم و او پاسخ عثمان را بدهم ، ناچار به او گفتم : آيا سخن مى گويى يا من از سوى تو پاسخ دهم فرمود : نه كه تو از سوى من و خودت پاسخ ده . من نخست خدا را ستودم و بر پيامبرش درود فرستادم و سپس گفتم : اى پسر عمو و عمه ما سخنت را كه دربارهء ما گفتى شنيديم و اينكه در شكايت و گله‌گزارى خود ما را در هم آميختى ، با آنكه به پندار خودت از يكى خشنود و از ديگرى دلگير هستى ، دانستيم و به زودى در آن مورد چنان مى كنيم . ما نيز به پيروى از كار تو ، تو را در مورد خودمان هم نكوهش مى كنيم و هم ستايش ، تهمتى را كه بر ما مى زنى ، آن هم فقط از روى گمان نه از روى يقين ، نكوهش مى كنيم و كارهاى ديگرت از جمله مخالفت تو با عشيره خودت را - در مورد تحريك آنان بر ضد ما - ستايش مى كنيم ، و همچنان كه تو از ما خواستى از خود انصاف دهيم و عذر خواه باشيم ما هم از تو مى خواهيم چنان باشى و به خود آيى و به حال خويش برگردى . اين را هم بدان كه ما با يكديگريم ، تو هر چيز را كه مى خواهى ستايش يا نكوهش كن ، همان گونه كه تو در مورد خويشتن هستى . وانگهى ميان ما هيچ فرق و اختلافى نيست ، بلكه هر يك از ما در انديشه و گفتار دوست خود شريك است . به خدا سوگند مى دانى در آنچه ميان ما و تو مى گذرد ما معذوريم . و چنين نيست كه تو ما را غير از آنكه نسبت به تو توجه و فروتنى داريم بشناسى و خود مى بينى كه در كارها به تو مراجعه مى كنيم ، و به همين جهت است كه ما هم از تو همان چيزى