رحمت كناد ، نقل مىكند كه مى گفته است : روزى پس از اينكه نماز عصر گزاردم بيرون آمدم و اين به روزگار خلافت عثمان بن عفان بود ، ناگاه او را تنها در يكى از كوچههاى مدينه ديدم ، براى بزرگداشت و احترامش پيش او رفتم . گفت : آيا على را نديدهاى گفتم : چرا در مسجد بود كه من از او جدا شدم و بر فرض كه اكنون در مسجد نباشد در خانهاش خواهد بود . گفت : نه ، در خانهاش نبود ، برو در مسجد پيدايش كن و از همانجا او را پيش من بياور . [ گويد : ] من و عثمان سوى مسجد رفتيم در همين هنگام على عليه السلام را ديدم كه از مسجد بيرون مى آمد .
ابن عباس مى گويد : روز قبل از آن روز نزد على بودم كه از عثمان و ستمش بر او سخن گفت و فرمود : اى ابن عباس به خدا سوگند يكى از چارهها اين است كه با او ديگر سخن نگويم و ديدار نكنم . من به على ( ع ) گفتم : خدايت رحمت كناد چگونه مى توانى اين كار را انجام دهى اگر او را ترك كنى و او كسى را پيش تو بفرستد و تقاضاى ملاقات كند چكار خواهى كرد فرمود : تمارض مى كنم و عذر مى آورم ، چه كسى مىتواند مرا بر آن كار مجبور كند گفتم : هيچ كس .
ابن عباس مى گويد : على ( ع ) در همان حال كه از مسجد بيرون مى آمد و متوجه ما شد چنان حالت گريز از ديدار به خود گرفت كه بر عثمان پوشيده نماند .
عثمان به من نگاه كرد و گفت : اى ابن عباس ، مى بينى پسر دايى ما ديدار ما را خوش نمى دارد گفتم : چرا بايد چنين باشد و حال آنكه رعايت حق تو لازم تر و او هم به فضيلت داناتر است . چون آن دو نزديك يكديگر رسيدند نخست عثمان سلام داد و على پاسخ سلامش را داد . عثمان گفت : اگر به مسجد بر مى گردى ما تو را مى خواهيم و اگر جاى ديگر مى روى در جستجوى تو هستيم . على فرمود : هر كدام را تو دوست مى دارى عثمان گفت : به مسجد برويم . داخل مسجد شدند . عثمان دست على را در دست گرفت و او را به سوى محراب مسجد برد . على ( ع ) از داخل شدن در محراب خوددارى فرمود و كنار محراب نشست و عثمان هم كنار او قرار گرفت ، من خود را از آن دو عقب كشيدم ، هر دو مرا فرا خواندند ، جلو رفتم . در اين هنگام عثمان نخست حمد و ثناى خدا را بر زبان آورد و بر پيامبر درود فرستاد و سپس گفت : اى پسر داييها ، و اى پسر عموهاى من من شما دو تن را فرا خواندم و مورد خطاب قرار مى دهم و از هر دو گلهگزارى مى كنم ، با آنكه از يكى از شما خشنودم و از ديگرى دلگير ، از شما مى خواهم كه خودتان عذر خواه باشيد و مى خواهم به خود -
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 245
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٤٥