تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
گرفته‌اى آن قوم از تو بر دنياى خود ترسيدند و تو از ايشان بر دين و آخرت خود ترسيدى ، آنان تو را به دشمنى و ستيز خود گرفتار ساختند و چنين گرفتار ابتلايت كردند و تو را به صحراى خشك تبعيد نمودند . به خدا سوگند ، اگر آسمان و زمين بر بنده‌اى بسته شود و او از خداوند بترسد و پرهيزگارى كند خداوند براى او راه بيرون شد از آن دو قرار خواهد داد . اى ابوذر ، چيزى جز حق با تو انس نگيرد و چيزى جز باطل تو را به بيم نيندازد . سپس على ( ع ) به همراهان خود گفت : با عموى خويش بدرود كنيد و به عقيل فرمود : با برادر خويش بدرود كن . در اين هنگام عقيل سخن گفت و چنين اظهار داشت : اى ابوذر چه بگوييم كه تو مى دانى ما تو را دوست مى داريم و تو نيز ما را دوست مى دارى ، از خدا بترس و تقوى پيشه‌ساز كه تقوى رستگارى است و شكيبا باش كه شكيبايى كرامت است و بدان كه اگر صبر و شكيبايى را گران بشمارى از بيتابى است و اگر رسيدن عافيت را دير بشمارى از نااميدى است ، بنابر اين نااميدى و بيتابى را رها كن . سپس حسن ( ع ) سخن گفت و چنين بيان داشت : عمو جان اگر نه اين است كه شايسته نيست آن كس كه بدرود مىكند سكوت كند و آن كس كه بدرقه مىكند برگردد با همه اندوه سخن كوتاه مى شد ، مى بينى كه اين قوم با تو چه كردند اينك دنيا را با ياد آوردن اينكه سرانجام از آن آسوده مى شوى رها كن و سختى آن را با اميدوارى به آنچه پس از آن است بر خود هموار ساز و شكيبايى پيشه كن تا پيامبر خويش را ، كه درود خدا بر او و خاندانش باد ، ديدار كنى و او از تو خشنود باشد . سپس حسين عليه السلام سخن گفت و چنين بيان داشت : عمو جان ، خداوند متعال تواناست كه آنچه را مى بينى دگرگون سازد « و خداى هر روز در شأن و كارى است » . آن قوم دنياى خود را از تو بازداشتند و تو دين خود را از ايشان بازداشتى و تو از آنچه آنان از تو بازداشتند سخت بى نيازى و ايشان به آنچه تو از آنان بازداشتى سخت نيازمندند . اينك از خداوند صبر و نصرت بخواه و از بيتابى و آز به خدا پناه ببر كه شكيبايى از دين و كرامت است و آزمندى حتى يك روز را مقدم نمى دارد و بيتابى اجل و مرگ را به تأخير نمى افكند . سپس عمار ياسر كه خدايش رحمت كناد ، خشمگين سخن گفت و چنين اظهار داشت : خداوند آن كس را كه تو را به وحشت انداخته است آرامش ندهاد و آن كس كه تو را در بيم افكنده است امان ندهاد همانا به خدا سوگند اگر دنياى