تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
هيچ گونه بحث تاريخى مطرح نشده است . ابن ابى الحديد در شرح اين خطبه پس از توضيح لغات مى گويد « در اين خطبه كه سيد رضى به آن عنوان « مكاييل و موازين » داده است هيچ گونه سخنى كه در آن ذكرى از مكيال ها و ترازوها شده باشد نيست . » و سپس در مبحثى نسبتا كوتاه كه چهار صفحه است نمونه‌هايى از سخنان حكيمان و صالحان و صوفيه را همراه با اشعارى در زهد و پارسايى آورده است كه بسيار خواندنى و مايه پند و عبرت است و براى تبرك و تيمن به ترجمه يك مورد آن بسنده مىشود . ] ابن المبارك گويد : به روزگاران گذشته ستمگرى بود كه مردم را به خوردن گوشت خوك مجبور مى كرد و اگر كسى آن را نمى خورد او را مى كشت . اين كار همچنان ادامه داشت تا نوبت به عابدى مشهور رسيد كه او را وادار به خوردن گوشت خوك كرد و گفت : اگر نخورى تو را خواهم كشت . اين كار بر مردم گران آمد ، سالار شرطهء آن ستمگر به عابد گفت : من فردا براى تو بزى مى كشم و چون اين ستمگر تو را فرا خواند كه از آن بخورى بخور كه گوشت بز خواهد بود . چون آن ستمگر عابد را فرا خواند كه بخورد او خوددارى كرد . گفت : او را بيرون ببريد و گردنش را بزنيد . سالار شرطه به عابد گفت : چه چيز مانع آن شد كه از گوشت بز بخورى گفت : من مردى مورد توجه ديگرانم خوش نمى دارم كه مردم در معصيت به من اقتداء كنند . او را پيش بردند و كشتند .

خطبه ( 130 )

از سخنان آن حضرت ( ع ) خطاب به ابوذر به هنگام تبعيد به ربذه در اين خطبه كه خطاب به ابوذر ، كه خدايش رحمت كناد ، به هنگام تبعيد