تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
او به ربذه ايراد شده است و با اين عبارت آغاز مىشود « يا اباذر انك غضبت لله فارج من غضبت له » ( اى اباذر ، همانا تو براى خداوند خشم گرفته‌اى به همان كسى كه برايش خشم گرفته‌اى اميدوار باش ) . [ بحث تاريخى زير ايراد شده است . ]

اخبار ابوذر غفارى هنگام بيرون شدنش به ربذه

واقعه ابوذر كه خدايش رحمت كناد و تبعيد او به ربذه يكى از كارهايى است كه در آن مورد بر عثمان عيب گرفته شده است . اين سخن را ابو بكر احمد بن - عبد العزيز جوهرى در كتاب السقيفة از قول عبد الرزاق ، از پدرش ، از عكرمه ، از ابن عباس روايت كرده است كه گفته است : هنگامى كه ابوذر را به ربذه تبعيد كردند عثمان فرمان داد ميان مردم جار بزنند كه هيچ كس نبايد با ابوذر سخن بگويد و او را بدرقه كند و به مروان بن حكم فرمان داد ابوذر را از مدينه بيرون كند . او چنان كرد و مردم از يارى ابوذر خوددارى كردند جز على بن ابى طالب عليه السلام و برادرش عقيل و حسن و حسين عليهما السلام و عمار ياسر كه اين گروه با او بيرون رفتند تا او را بدرقه كنند . حسن عليه السلام شروع به سخن گفتن با ابوذر كرد ، مروان به او گفت : اى حسن آرام بگير مگر نمى دانى امير المومنين از سخن گفتن با اين مرد نهى كرده است اگر هم نمى دانى اينك بدان . در اين هنگام على عليه السلام به مروان حمله كرد و با تازيانه ميان دو گوش مركوب او زد و گفت : دور شو كه خدايت به آتش درافكند مروان خشمگين پيش عثمان برگشت و موضوع را به او گفت و عثمان بر على عليه السلام خشم گرفت . چون ابوذر ايستاد آن گروه با او وداع كردند . ذكوان آزاد كردهء ام هانى دختر ابو طالب كه حافظ حديث و خوش حافظه و همراه ابوذر بود ، گفته است : من سخنان آن گروه با ابوذر را حفظ كردم كه چنين بود : على عليه السلام فرمود : اى ابوذر ، تو براى خدا خشم
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 204 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى