تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

ريسمان يكديگر را نيست و نابود كردند و تو آنچه را كه على نسبت به تو انجام داد تحمل مى كنى مروان گفت به خدا سوگند بر فرض كه بخواهم كارى انجام دهم قادر بر آن نيستم . و بدان آنچه كه بيشتر سيره نويسان و مورخان و نقل كنندگان اخبار بر آن اند اين است كه عثمان نخست ابوذر را به شام تبعيد كرد و پس از اينكه معاويه از او شكايت كرد او را به مدينه فرا خواند و چون در مدينه هم همان گونه كه در شام اعتراض مى كرد معترض شد او را به ربذه تبعيد كرد . اصل اين واقعه چنين است كه چون عثمان به مروان بن حكم و ديگران خزانه‌ها را بخشيد و زيد بن ثابت را هم به چيزى از آن مخصوص كرد ، ابوذر ميان مردم و در كوچه‌ها و خيابانها مى گفت : كافران را به شكنجه دردناك مژده بده و صداى خود را بلند مى كرد و اين آيه را مى خواند « كسانى كه زر و سيم مى اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمى كنند آنان را به شكنجه دردناك مژده بده » . اين خبر را به عثمان مكرر گزارش دادند و او ساكت بود ، عثمان پس از آن يكى از وابستگان و بردگان آزاد كرده خويش را پيش ابوذر فرستاد و گفت : از آنچه كه از تو به من گزارش رسيده است دست بدار . ابوذر گفت : آيا عثمان مرا از خواندن كتاب خداوند متعال و عيب گرفتن بر كسى كه فرمان خداوند را رها كرده است منع مىكند به خدا سوگند كه اگر من با خشمگين شدن و ناخشنودى عثمان خداوند را راضى كنم براى من بهتر و دوست داشتنى تر از آن است كه با رضايت عثمان خدا را خشمگين سازم . اين پيام عثمان را سخت خشمگين ساخت و آن را در ذهن خود نگهداشت در عين حال خوددارى و شكيبايى كرد ، تا آنكه روزى عثمان در حالى كه مردم گرد او بودند پرسيد : آيا براى امام رواست از اموال خدا چيزى را وام بگيرد و هرگاه بتواند پرداخت كند كعب الاحبار گفت : مانعى براى اين كار نيست . ابوذر گفت : اى پسر دو يهودى ، آيا دين ما را به ما مى آموزى عثمان به ابوذر گفت : آزار تو نسبت به من و درافتادن تو با ياران من بسيار شده است به شام برو . و او را از مدينه به شام تبعيد كرد . ابوذر كارهايى را كه معاويه انجام مى داد زشت مى شمرد . روزى معاويه

هامش
( 1 ) سوره توبه آيه 34 .