پس از آرامش نصرت و پيروزى را . بدين گونه براى لشكر بغداد نشانههاى نيرومندى و براى مغولان نشانههاى ناتوانى و زبونى آشكار مى شد تا آنكه شب ميان دو لشكر مانع گشت ، دو لشكر و رايتهاى بزرگ درگير نشدند بلكه حملات پراكنده و سبكى بود كه ضرورتى براى درگيرى پيوسته نبود فقط زوبين اندازى به سختى ادامه داشت .
چون شب تاريك شد مغولان آتشهاى بزرگ افروختند كه چنين به نظر برسد كه آنان كنار آتش مقيم هستند و همان شب سوى سرزمين هاى خود برگشتند . لشكر بغداد چون شب را به صبح آورد از آنان هيچ نشانى نديد ، مغولان شتابان منازل را درمى نورديدند و از دهكدهها بدون توقف مى گذشتند تا آنكه به دربند رسيدند و به سرزمينهاى خود پيوستند .
اين هم نشانى ديگر از معجزات و دلايل نبوت بود كه پيامبر ( ص ) اين ملت را وعده فرموده است كه تا روز قيامت پيروز و باقى خواهد ماند و حال آنكه اگر از مغولان بر بغداد حادثهيى مى رسيد همان گونه كه بر شهرهاى ديگر رسيده بود آيين اسلام منقرض مى شد و چيزى از آن باقى نمى ماند .
تاكنون كه در شرح نهج البلاغه به اينجا رسيدهايم عراق را جز همين موضوع كه نوشتيم تهديد ديگرى از سوى مغولان نبوده است .
مى گويم : كه از سخنان امير المومنين عليه السلام در اين خطبه براى من چنين روشن شد كه بر بغداد و عراق از مغولان شرى نخواهد رسيد و خداوند متعال شر آنان را از اين سرزمين كفايت مى فرمايد و كيد و مكر آنان را از اين كشور برمى گرداند . اين سخن را از آنجا مى گويم كه على عليه السلام فرموده است « و يكون هناك استحرار قتل » ( و در آنجا خونريزى و كشتار بسيار خواهد بود ) . كلمه « هناك » دلالت بر دورى و بعد دارد ، براى اشاره به نزديك « هنا » و براى اشاره به دور « هناك » مى گويند و اين در زبان عربى منصوص و قطعى است و اگر مغولان در عراق خونريزى پيوسته و بسيار داشتند امير المومنين در كلام خود « هناك » نمى فرمود بلكه « هنا » مى گفت .
على عليه السلام اين خطبه را در بصره ايراد فرموده است و معلوم است كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٢٠١