خوابيديم . به خدا سوگند كسى ما را بيدار نكرد جز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله . ما از خواب بيدار شديم درحالىكه خاكآلود بوديم .
رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چون على بن ابى طالب را خاكآلود ديد به او گفت : ما لك يا ابا تراب ؟ « اى ابو تراب تو را چه شده ، ( كه چنين خاكآلود شدهاى ) ؟ » سپس فرمود : آيا شما را آگاه كنم از دو نفر كه بدبختترين مردماند ؟ گفتيم : آرى ، اى رسول خدا . فرمود : يكى مردك سرخروى قوم ثمود كه ناقهء صالح را پى كرد ، و ديگر آنكه به اينجاى تو ضربت مىزند ( و دستش را بر پيشانى على گذاشت ) ؛ و آنگاه محاسن على را گرفت و گفت : تا اينكه اين از خون آن تر شود . « 1 »
در روايات ديگرى آمده است رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين كنيه را در هنگام پيمان برادرى ميان خود و على عليه السّلام به كار برده است . « 2 »
اين روايات را اهل سنت به طرق صحيح نقل كردهاند و از سوى شيعه نه جعلى صورت گرفته و نه تأويلى . در حقيقت بنى اميه بودند كه براى محو فضايل اهل بيت عليهم السّلام اين حديث را بر ساختند كه در ماجراى نزاع بين امام و حضرت فاطمه عليها السّلام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كنيهء على عليه السّلام را ابو تراب خواند ، « 3 » و مسلما مؤلف تحت تأثير
هامش
( 1 ) . همان ، به نقل از عبد الملك بن هشام ، سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 249 ؛ محمد بن سعد ، الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 10 ؛ احمد بن عبد اللّه بن حنبل ، مسند ، ج 4 ، ص 263 ؛ احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الأشراف ، ج 1 ، ص 89 ؛ احمد بن شعيب نسائى ، خصائص امير المؤمنين عليه السّلام ، ص 280 ، و . . . .
( 2 ) . محمد بن يوسف گنجى شافعى ، كفاية الطالب ، ص 192 - 193 ؛ ابراهيم بن محمد جوينى ، فرائد السمطين ، ج 1 ، ص 117 ؛ احمد بن محمد ابو حنبل شيبانى ، فضايل الصحابة ، ج 2 ، ص 656 ؛ احمد بن على ، مسند ابى يعلى ، ج 1 ، ص 271 ؛ محمد بن مكرم بن منظور ، مختصر تاريخ دمشق ، ج 42 ، ص 18 ، 54 - 55 .
( 3 ) . « ابو تراب افتخار امير المؤمنين عليه السّلام » وقف ميراث جاويدان ، به نقل از : محمد بن اسماعيل ، صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 114 ؛ مسلم بن حجاج نيشابورى ، صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 1874 - 1875 ؛ عبد الرحمن بن ابى بكر سيوطى ، تاريخ الخلفاء ، ص 167 .