كشيد ، و چشمان امام عليه السّلام چنان بهبود يافت كه فرمود : « پس از آن ديگر به چشم درد مبتلا نشدم » . « 1 »
بدخلق و تند و مستعد براى توهين و حمله !
على عليه السّلام كسى بود كه عمرو بن عبدود به صورت مباركش آب دهان انداخت و به او ناسزا گفت ، اما او خشم خود را فروخورد و چون آرام شد ، سر از تن او جدا كرد . « 2 »
على عليه السّلام كسى بود كه به دشمن خود ، معاويه نيز توهين نكرد ، و در جنگ صفين حجر بن عدى و عمرو بن حمق خزاعى را از ناسزاگويى به معاويه منع كرد . « 3 »
على عليه السّلام كسى بود كه ابن كواء در نماز جماعت براى توهين به او اين آيه را خواند :
وَ لَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ
، « 4 » و جوابى كه از اين حاكم قدرتمند در مقر خلافتش و در حضور انبوهى از يارانش شنيد نه شمشير بود و نه زندان و نه اعدام ؛ بلكه تنها جواب اين بود :
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لا يُوقِنُونَ
. « 5 »
على عليه السّلام كسى بود كه تصميم داشت اگر زنده بماند قاتل خود را ببخشد . « 6 »
على عليه السّلام كسى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دربارهء اخلاق و صبر و شكيبايى وى
هامش
( 1 ) . محمد بن عمر واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 654 .
( 2 ) . محمد بن على بن شهر آشوب ، مناقب ابن شهر آشوب ، ج 2 ، ص 115 .
( 3 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 103 .
( 4 ) . « بر تو و بر رسولان پيش از تو چنين وحى شده كه اگر به خدا شركورزى ، عملت را نابود مىگرداند ، و سخت از زيانكاران خواهى بود » ( زمر ، 65 ) .
( 5 ) . « پس صبر پيشه كن كه همانا وعدهء پروردگارت حتمى است و مراقب باش تا كسانى كه ايمان و يقين ندارند تو را به خفت و سبكى نكشانند » ( روم ، 60 ) .
( 6 ) . على بن حسين مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 424 .