برگرفته از توهين دشمنانش دانسته كه بعدها با حوادث جعلى به معانى افتخارآميز تفسير شدند .
القاب حيدر و ابو تراب نيز ، بر خلاف ادعاى مؤلف ، با حوادث جعلى به معانى افتخارآميز تفسير نشدهاند . مورخان گفتهاند وقتى على عليه السّلام با مرحب خيبرى وارد كارزار شد ، در مقابل رجزخوانى وى ، چنين سرود :
أنا الّذى سمّتنى امّى حيدرة * ضرغام آجام و ليث قسورة
« من همان كسى هستم كه مادرم مرا حيدر ( شير ) ناميده است . من مرد دلاور و شير بيشهها هستم » .
زمانى كه على عليه السّلام به دنيا آمد مادرش او را حيدر ناميد ، اما پدرش وقتى نوزاد را ديد او را على نام گذاشت » . « 1 »
دربارهء كنيهء ابو تراب بايد گفت اين لقب از بهترين القابى بود كه على عليه السّلام با آن خشنود و شادمان مىگشت . « 2 » در اينباره از عمار بن ياسر روايتى نقل شده است :
من و على بن ابى طالب در جنگ عشيره با هم بوديم . هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در آنجا فرود آمد و موضع گرفت ، گروهى از طايفهء بنى مدلج را ديديم كه در چشمه و نخلستان خود مشغول كار بودند .
على بن ابى طالب به من گفت : بيا نزد اين قوم برويم و ببينيم چگونه كار مىكنند .
گفتم : اگر بخواهى مىرويم .
پس نزد آنان رفتيم و ساعتى كارهايشان را تماشا كرديم و آنگاه كه خوابمان گرفت ، در بين نخلهاى كوچك روى خاكهاى نرم
هامش
( 1 ) . على بن ابراهيم حلبى ، السيرة الحلبية ، ج 2 ، ص 738 .
( 2 ) . « ابو تراب افتخار امير المؤمنين » وقف ميراث جاويدان ، سال سوم ، پاييز و زمستان 1374 ، شمارهء 11 - 12 ، به نقل از : تهذيب الأسماء و اللغات ، ج 1 ، ص 344 ؛ ذخاير العقبى ، ص 57 ؛ الأئمة الاثنى عشر ، ص 47 ؛ محاضرة الأوائل ، ص 81 ؛ مؤمن بن حسن شبلنجى ، نور الابصار ، ص 163 .