يكى ديگر از ياران على عليه السّلام در سرودهء خود چنين گفته است :
أنت الامام الذى نرجوا بطاعته * يوم النشور من الرحمن رضوانا
نفسى الفداء لخير الناس كلّهم * بعد النبىّ علىّ الخير مولانا
أخى النبى و مولى المؤمنين معا و * اوّل الناس تصديقا و ايمانا « 1 »
نويسنده در ادامه ، در تحليلهاى شخصى خود ، حكومت حضرت را ضعيف و غيرفعال معرفى مىكند ؛ حكومتى كه محدود به كوفه بوده ، از حكمرانى بر خراسان و شرق و مكه و مدينه و يمن هيچ بهرهاى نداشته است . « 2 »
اين ادعاها غيرواقعى است . محض نمونه وقتى معاويه ، عبد الله بن عامر حضرمى را ، كه عثمانى مذهب بود ، به سوى بصره فرستاد ، على عليه السّلام اعين بن نضبيعه مجاشعى را براى سركوب او فرستاد ، ولى او را بهطور ناگهانى كشتند ؛ و بار ديگر آن حضرت جارية بن قدامه را فرستاد ، و او توانست عبد الله بن عامر را سركوب كند . جاريه عبد الله را كشت و خانهاش را آتش زد . « 3 » همچنين در ماجراى يمن ، على عليه السّلام جارية بن قدامه را فرستاد ، ولى بسر توانست بگريزد ، « 4 » و عبيد الله كه از سوى على عليه السّلام حاكم يمن شده بود ، به آنجا بازگشت . ولايت مكه در دست
هامش
( 1 ) . تو آن امامى هستى كه با پيروى از او به رضايت خدا در روز رستاخيز اميدواريم .
جانم فداى على كه بهترين مردم و بهترين پيشوا پس از پيامبر است .
او ، هم برادر رسول خداست ، و هم پيشواى مؤمنان و نخستين تصديقكننده و ايمان آورنده است ( احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 4 ، ص 36 ) .
( 2 ) .Vaglieri , L . Veccia , Ali B . ABITALIB ; The Encyclopedia of Islam ; P . 385 .( 3 ) . خليفة بن خياط ، تاريخ خليفه ، ص 148 .
( 4 ) . همان ، ص 150 .