انسان مىتواند خواهان زر و زور و تزوير باشد . چنين كسى اگر خواهان پيشبرد حكومت خود از چنين راههايى باشد بايد تعريف ديگرى براى او به دست داد .
در اين صورت چگونه مىتوانيم عدالتخواهى و سعادت جامعه را از چنين انسانى طلب كنيم ؟ اين حقيقتى است كه على عليه السّلام خود بدان اشاره فرمودهاند : لو لا الدّين و التّقى لكنت أدهى العرب ؛ « 1 » « اگر دين و تقوا نبود ، همانا من زيركترين عرب بودم » ؛ و لم يكن اللّه ليرانى أتّخذ المضلّين عضدا . « 2 » حضرت همچنين فرمودند : « مرا فرمان مىدهيد كه پيروزى را بجويم به ستم كردن دربارهء آنكه والى اويم ؟ ! به خدا كه نپذيرم تا جهان سر آيد و ستارهاى در آسمان پى ستارهاى بر آيد » . « 3 » و يا اينكه « شما با زبان منطق اصلاحپذير نيستيد . تنها چيزى كه مىتواند شما را به راه اصلاح آورد شمشير و زور است ؛ ولى بدانيد من براى اصلاح شما خودم را دچار فساد نمىكنم » . « 4 »
مؤلف مدعى است امام عليه السّلام با حكم حكمها در نظر مردم سلب صلاحيت شده بود . ما پيش از اين دربارهء مفاد قرارداد صلح و غيرقانونى بودن حكم حكمها به قدر كافى توضيح داديم ، و در اين مقام فقط اشاره مىكنيم كه اگر مراد ايشان مردم شاماند ، آنان از پيش ، هواخواه معاويه بودند و على عليه السّلام را قبول نداشتند ؛ و نيز اگر مراد وى ، مردم عراق باشند ، ادعايى است بدون دليل . اعتراض و خشم مردم عراق و بزرگان اصحاب امير المؤمنين عليه السّلام از جمله شريح بن هانى ، ابن عباس ، مالك اشتر ، سعيد بن قيس همدانى ، و بسيارى ديگر از مردم به حكم حكمين ، به ويژه حيلهگرى عمرو عاص ، گواه صادقى است بر اينكه آنان كاملا از
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، كلام 200 . در جاى ديگر مىفرمايد : لو لا كراهية الغدر لكنت من أدهى الناس . ( ابن ابى الحديد ، شرح نهج البلاغه ، ج 10 ، ص 211 ) .
( 2 ) . نصر بن مزاحم منقرى ، وقعة صفين ، ص 52 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 126 .
( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 69 .